تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
وامّا تمسّك بحديث الميسور لا يسقط بالمعسور : بايد بگوئيم : تمسّك باينحديث مبتنى است بر اينكه بتوان از آن استظهار كرد كه اجزاء ميسوره بواسطة اجزاء معسوره ساقط نشده واتيان آنها لازم وواجب است در حاليكه حديث چنين ظهورى ندارد ، زيرا احتمال جدّى داده ميشود مقصود اين باشد : افراد ميسور عام بواسطة افراد معسوره آن ساقط نمىشوند ، بنابراين ، در مورد بحث كه برخى از اجزاء مركّب معسور هستند نميتوان بحديث تمسّك كرد كه اجزاء ميسوره‌اش واجب الاتيان هستند . وامّا تمسّك به حديث شريف . إذا أمرتكم بشئ فأتوا منه ما استطعتم . بايد بگوئيم : استدلال باينحديث شريف مبتنى بر اينستكه كلمه « من » بمعناى تبعيض باشد ، نه بيانيّه يا بمعناى « باء » در حاليكه بودنش بمعناى تبعيض معلوم نيست بلكه مجرّد ادّعاء مىباشد . وبفرض بپذيريم كه « من » بمعناى تبعيض است ، ولى قبول نداريم كه تبعيض آن بلحاظ اجزاء است نه افراد . وامّا استدلال به حديث شريف : ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . بايد بگوئيم : استدلال باينحديث نيز در مورد بحث صحيح نيست ، زيرا بحث ما در لزوم ووجوب باقي است كه آيا دليلي بر آن قائم است يا قائم نيست وپرواضح است كه بحديث مذكور نميتوان وجوب باقي را اثبات كرد ، زيرا ظاهر حديث آنستكه :