تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
قول أهل لغت بعنوان اينكه أهل لغت مىباشند حجّت نبوده ، بلكه از باب شهادت مىباشد . وامّا اجماع : بايد بگوئيم : محصّل آن‌كه حاصل نيست ومنقولش هم كه مقبول نمىباشد وأساسا مىتوان گفت : قدر متيقن از اين اجماع جائى است كه از قول لغوى وثوق واطمينان حاصل شود وپرواضح است كه از قول أهل لغت نسبت به موضوع له اطمينان پيدا نمىشود ، زيرا ايشان موارد استعمال كلمات را بيان مىكنند .

نظريّهء مؤلّف

از نظر ما حقّ اينستكه ، نزاع مذكور كبروى نمىباشد وبعبارت ديگر : همه قائلند باينكه وثوق واطمينان حجّت است منتهى كلام در اينستكه ، آيا قول أهل لغت نسبت بمعانى ألفاظ اطمينان‌آور است يا چنين نمىباشد ؟ انصافا بايد گفت : از قول ايشان مخصوصا اگر چند نفر از مهره اين فنّ معناى لفظي را باتّفاق يكى دانسته باشند وثوق حاصل مىشود وبنظر ميرسد كه همين مقدار كافى بوده ودقّت بيشتر لازم نيست .

3 - حجّيت اجماع منقول

در حجّيت اجماعى كه به خبر واحد نقل شود بين أرباب أصول اختلاف است : أكثر آنرا حجّت دانسته وبرخى آنرا حجّت نمىدانند . مدرك أكثر اين استكه اجماع منقول از مصاديق خبر واحد است وچون خبر واحد مسلّما حجّت بوده اجماع منقول نيز بايد حجّت باشد وهمان ادلّه‌اى كه خبر واحد را موجّه مىسازد اجماع منقول را نيز توجيه مىكند . پيش از آنكه حجّيت ويا عدم حجّيت اجماع منقول را متعرّض شويم