تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
شخص بايد بآوردن هردو مبادرت ورزد ، حال كلام در اينستكه ، وى باقدرت از تعيين واجب واقعي اگر بدنبال آن نرفت وباحتياط اكتفاء كرد ، يعنى هردو را خواند ، آيا تكليف از عهده أو ساقط مىشود يا همچنان باقي است ؟ برخى از فقهاء فرموده‌اند : امتثال حاصل نيست وبراي مدّعاى خود به سه دليل متمسّك شده‌اند : 1 - مكلّف در چنين فرضى بقصد وجه اخلال نموده است ، لاجرم مكلّف به را اتيان نكرده است . 2 - قصد تميز فوت شده است چه آنكه مكلّف هريك از دو فعل را كه آورده بطور مميّز ومشخّص نيّت نكرده است . 3 - چنين امتثالى لعب به امر مولى وتمسخر أو مىباشد . دسته ديگر فرموده‌اند : امتثال حاصل است ، واز هرسه دليل مذكور جواب داده‌اند كه ذيلا نقل ميشوند : امّا جواب از دليل اوّل : اوّلا : قصد وجه در عبادات معتبر نيست . ثانيا : بفرض وجوب اعتبار آن در موردى است كه وجه عبادت معلوم ومشخّص باشد ، نه در جائى كه همچون مورد بحث معلوم نبوده ، بلكه محتمل وغيرمعلوم است . ثالثا : در مورد بحث مكلّف قصد وجه دارد منتهى آنرا به نحو معيّن ومتميّز نياورده است وبعبارت ديگر وى صرفا به قصد تميز اخلال وارد نموده است نه بقصد وجه وپرواضح است كه آن محذورى بدنبال ندارد ، زيرا در مضامين اخبار وادلّه شرعيّه اثرى از وجوب آن بچشم نميخورد . واز شرح وتوضيحي كه داده شد جواب از دليل دوّم نيز معلوم ميشود . وامّا جواب از دليل سوّم :
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 108 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى