تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

مختار مؤلّف

مؤلّف گويد : از نظر ما حق همان رأى اوّل است وفرموده صاحب كفاية أشبه به ادّعا است ودليلي جز وجدان نياورده‌اند ، در حاليكه ما نيز مدّعى هستيم وجدان شهادت به خلاف آن مىدهد چه آنكه مذمّت وسرزنش هرگز بر فعل متجرى متوجّه نميشود ، بلكه أو را بواسطة داشتن صفت ناپسند مورد عتاب وملامت قرار مىدهند .

بحث سوّم موافقت عمليّه وموافقت التزاميّه

مقصود از « موافقت عمليّه » آنستكه ، شخص در مقام عمل بيقين خود ترتيب اثر دهد ، مثلا اگر قطع بوجوب فلان عمل پيدا كرد آنرا آورده ودر صورتي كه يقين بحرمتش پيدا نمود تركش نمايد . ومراد از « موافقت التزاميّه » آنستكه ، بعد از دانستن وجوب شيئى بلزوم آوردنش ملتزم باشد ، اگرچه عملا موافقت نكرده وبآوردنش مبادرت ننمايد . موافقت عمليّه قطعا واجب ومخالفتش حرام است . امّا موافقت التزاميّه : در أصول اعتقادي موافقت التزاميّه حتما واجب است ، بلكه بايد گفت : در واقع اين موافقت در اين قبيل أمور راجع بموافت عمليّه است . امّا در فروع ومسائل فقهى حق اينستكه ، چنين موافقتي لازم نيست ، زيرا مكلّف بدون اينكه چنين التزامى داشته باشد اگر عملي را مطابق با واقع آورد امتثال حاصل بوده ودر نتيجة مثاب ومأجور است .