مصنّف مىگويد :
اين استدلال از طرف منكرين ردّ شده وگفتهاند :
قبول نداريم كه « هاء » براي سكت باشد بلكه ضمير متّصل منصوب است كه اسم « انّ » بوده وخبر آن محذوف است وتقدير كلام : انّه كذلك مىباشد .
پس از آن مصنّف گويد :
بهتر آنستكه بقول ابن زبير استدلال شود وآن اينستكه :
كسى بوى گفت :
لعن اللّه ناقة حملتني إليك ( خداوند لعنت كند شترى را كه من را بسوى تو آورد ) .
ابن زبير در جواب گفت :
انّ وراكبها ( بلى با راكبش ) يعنى خداوند هم شتر وهم سوار بر آنرا لعنت كند .
شاهد در « انّ » است كه بمعناى « نعم » مىباشد زيرا اگر از حروف مشبهة باشد بايد اسم وخبر برايش ذكر شود درحاليكه هيچكدام در كلام نيستند ومعلوم است كه حذف اسم وخبر هردو جايز نيست .
كلام مبرّد واعتراض بوى
از مبرّد نحوى منقول است كه آية شريفه : انّ هذان لساحران .
بنابر قرائت آنانكه آنرا بهمين هيئت خواندهاند محمول است بر همين معنا يعنى لفظ « انّ » در آن بمعناى « نعم » مىباشد .
ولى بر اين گفتار دو اعتراض شده كه ذيلا بيان مىشوند :
اعتراض اوّل : اعتراض اوّل آنستكه آمدن « انّ » بمعناى « نعم » شاذ وبسيار نادر است حتى برخى گفتهاند چنين معنائى براي « انّ » ثابت نشده .
اعتراض دوّم : لام بر سر خبر مبتدأ داخل نميشود حال اگر در آية شريفه « انّ » بمعناى نعم باشد لازمهاش اينستكه « هذان » را مبتدأ و « لساحران » را خبر قرار دهيم وبدين ترتيب محذور واشكال مزبور لازم مىآيد .