يعنى : زمانيكه دو گوش قتيبة آشكارا بريده شد آيا تو غضب مىكنى ولى بخاطر قتل وكشتن قيس بن خازم غضب نمىنمائى .
كوفيون در ذيل اين بيت گفتهاند :
كلمه « ان » در اين بيت شرطيّه نيست زيرا شرط زمانش استقبال است درحاليكه اين قصّه قبلا واقع شده وزمانش منقضى گشته است پس بايد بمعناى « إذ » باشد . ا
جواب جمهور از استدلال كوفيّون
جمهور استدلال كوفيّون را نپذيرفته هركدام از استشهادات را بنحوى جواب دادهاند .
اما جواب از آية « واتّقوا اللّه ان كنتم مؤمنين » :
گفتهاند « ان » در اين آية شرطيّه است منتهى جمله شرط بمنظور تهييج والهاب آورده شده چنانچه بفرزندت اگر بگوئى :
ان كنت ابني فلا تفعل كذا ( اگر فرزند من هستى پس چنين وچنان مكن ) .
منظور اينستكه مخاطب به هيجان وغيرت آمده اعمال وافعال كذائى را بجا نياورد لذا در آية شريفه نيز مراد حقتعالى از « ان كنتم مؤمنين » اينستكه مخاطبين به هيجان وخودسازى آمده از مخالفت واعمال ناشايست اجتناب كنند .
واما جواب از آية مشيّت :
جواب از اين آية آنستكه « ان » بمعناى « إذ » نبوده بلكه بهمان معناى شرط است منتهى حقيقت شرط مقصود نيست وصرفا بمنظور تعليم بندهگان آورده شده كه در وقت تكلّم وسخن گفتن واخبار از وقوع فعل در آينده چگونه صحبت كنند .
يا در جواب از آن مىگوئيم :
أصل كلمه « ان شاء » براي شرط بوده سپس در معناى تبرّك استعمال گرديده است .
يا مىگوئيم :