مشتاقين است ، بالاى بعض از مقامات مشروحه متأخّرين ، قبههاى مزيّن ، و در جوار همان قباب ، مساجد و نمازگاههاى معتبر ساخته ، خدمات جليله به دين اسلام نمودهاند .
« جبل عرفات » كه حجاج مسلمين در اين جا توقف مىنمايند ، شش فرسخ از اين بلدهء مباركه دور است ، و در چهار فرسخى آن نيز « مزدلفه » ، و فى ما بين « مزدلفه » و « مكه » هم قصبهء « منا » موجود است ، كه حجاج مسلمين در اين قصبه سه روز توقف كرده ، اجراى انواع آتش بازىها نموده ، قربانهاى خودشان مىكشند ، مسجدى ( نمىدانم موافق مذهب شيعه است يا نه ؟ بايد ديد ) منسوب به « حضرت آدم » كه در « منا » است محسوب ، و از « مشعر الحرام » است . نهر جارى در « عرفات » آبى است كه « زبيده خاتون » ، ضجيعهء « 1 » هرون الرشيد آن را جارى كرد و در زمان « متوكّل عباسى » ، راه آن حسنات خراب شد ، و به امر آن خليفه مرمت گرديد ، و در زمان « سلطان سليمان قانونى » ، همين نهر تا به « عرفات » آورده شد و « مَهْروُماه سلطان » دختر سلطان مشار اليه نيز ، از « عرفات » تا به « مكّه مكرمه » آورده جارى ساختند .
گواه انتشار دين مبين اسلام ، همين شهر شهير است ، « حضرت فخرى مآب صلى الله عليه و آله » در اين شهر به تبليغ رسالت شروع فرموده ، به قدر ده سال على التّوالى ، متحمّل انواع متاعب و مشاقّ « 2 » وارده از كفار قريش شده ، انجام كار بنا به فرمان كردگار ، و استدعاى اهالى يثرب در سال ( 622 ) ميلادى ، هجرت به « مدينه منوّره » فرمودند .
و « كفار قريش » بعد از هجرت نيز آسوده ننشسته ، هر روز خسارتى به اسلام مىآوردند ، و مقصود آنها خاموش ساختن چراغ دين متين احمدى بود ، و هر چه جنگيدند نتوانستند آسيبى برسانند ، ناچار مصالحه كردند .
در سال ششم ، « حضرت حبيب » كبريا ، به نيّت اداى حج ، به همراهى هزار و چهار صد نفر از اصحاب ، تا به جوار « مكّه » تشريف برده ، از براى تأمين قريش ، « خليفهء سوم » را به « مكه » فرستادند ، اما اهالى مكّه « عثمان » را حبس كردند و جواب رد دادند ، بنابراين
هامش
( 1 ) - همسر هارون
( 2 ) - رنجها و سختىها