الاطاعة شمرده ، كمال تمكين را از او دارند ، و همهء عصرها ، نقاره خانه را در جلو خانه « شريف » مىزنند ، پيش از ورود به « مدينه » ، بايد با خود « شريف » يا « وليعهدش » ، با هزار نفر شتر سوار عرب وارد « مدينه » شده ، حاج را همراه خود به « مكه » بياورد و در مراجعت هم تا آنجا بدرقه نمايد ، اگر غير از اين باشد اعراب آن ميانه ، جمعيّت زياد دارند ، و حاج را برهنه مىكنند ، از توپ و عسگرِ « اميرحاج شامى » نمىترسند ، و ليكن از « شريف » مثل سگ مىترسند .
شغال بيشه مازندران را * نگيرد جز سگ مازندرانى
بالاخره مردم « مكّه » خيلى بى انصاف ، و كرايه خانهشان خيلى گزاف است ، مثلًا يك خانه را در بيست الى سى تومان كرايه مىگيرند ، با وجودى كه امسال ، جماعت حاج بواسطه داشتن « نوّاب مهد عليا دامت شوكتها » ، در « مكّه » و « مدينه » و « شام » و غيره در نهايت آسوده بودند مع ذلك مردم « حرمين شريفين » ، در موقع اذيّت حتى المقدور مضايقه نداشتند .
روز بيست و پنجم شهر ذى حجه حكماً « 1 » بايد از « مكّه » وداع نمود .
شيخ محمود
محلى است دو فرسخى « مكّه » ، تمام مردم در آنجا مىروند ، مگر كسانى كه از راه كشتى به بندر « بوشهر » يا « بصره » يا « مصر » مىروند ، آنها بايد بروند به « جده » ، كه ده فرسخى « مكّه » و بندر بسيار بزرگى است ، و با كشتى يا راه آهن از آنجا مىروند .
توضيح
چون در آن زمان ، « خليج سويس » گشوده نشده ، حجاج از « مكّه مكرمه » به « جدّه » رفته ، از آنجا در كشتى نشسته ، در « سويس » بيرون مىشدند ، و از آنجا هم به ارابههاى « 2 »
هامش
( 1 ) - به ناچار
( 2 ) - واگنهاى قطار