كه از « مكه » به « منى » بيايد ، و دو مرتبه از آنجا به « رمى جمرات » شروع كند .
رأى بعضى از علماى اثنا عشريه ، مثل مرحوم حاجى ميرزا محمود حجة الاسلام بروجردى - طاب اللَّه ثراه - ، و جماعتى ديگر بر اين است كه در « ايام تشريق » ، كلّيةً يعنى روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ، اعمال روز دهم را هر كس بجا آورد حجّش فوت نشده ( انتهى )
اهل تسنّن حج نساء را حرام مىدانند ، بعد از اتمام عمل حج و طواف ، هفت مرتبه « سعى ما بين صفا و مروه » بايد نمود ، و از آنجا به « منا » رفته ، از وقت مغرب به نيت واجب ، در آنجا توقف كرد ، و روز يازدهم بايد هفت عدد سنگ بر آن دو ميل سنگى زد ، كه واجب است ، شب دوازدهم نيز بايد به نيت وجوب در « منا » خوابيد ، و پيش از ظهر دوازدهم رو به ميلها رفت ، و بر هر يكى از سه ميل ، هفت سنگ ريزه بايد زد كه واجب است ، از آنجا بايد به « مكه » آمد ، عملها تمام است ، كار منحصر است به حمام رفتن و رخت پوشيدن و راحت كردن ، تا روز بيست و پنجم كه روز حركت است .
ولى آن دو شب در « منا » ، چراغان و آتش بازى ، هنگامهء غريبى است ، به اين معنى كه شب يازدهم چراغان شيعه ، و شب دوازدهم چراغان سنّىها است ، و رؤساى آتش بازى سه دسته است ، كه جدا جدا شليك مىكنند ، « دستهء امير حاج شامى » ، كه يك سمت از دو طرفِ منارههاى « مسجد خَيْفْ » كه « منا » واقع و « جناب رسول » در آن نماز فرموده ، به تركيب خاصى مفتول بندى كرده بود ، و با چهار صد سوار همراهان خود ، متوالياً به تفنگ و طپانچه و سه ارّاده توپ ، شليك مىنمودند « دستهء شريف مكه » با « پاشاى جده » متّفق است ، دو هزار سرباز نظام ، دوازده عرّاده « 1 » توپ ، بيست و چهار پوند ، و دو هزار تفنگچى ، عربِ حربى شلّيك مىنمودند .
به اين قسم كه تفنگچىهاى عرب را ، در دامنهء كوه « منا » ، دسته دسته جا داده بودند ، و نظام توپخانه در اردو و مفتول بندىها و آتش بازىها ، دور چادر خودشان بود ، بدين منوال هر سه دسته از تفنگ چى و نظام و توپخانه ، يك جا بدون نوبه ، دو ساعت [ و ] نيم تمام ، موافق ساعت شلّيك مىكردند ، صداى توپ و تفنگ در ميان آن كوه ، خيلى معركه
هامش
( 1 ) - واحد براى شمارش توپ جنگى .