گفتم به آن حضرت كه وصف
[ 17 a ]
كن آن را از براى من فداى تو گردم . پس فرمودند كه مىگيرى صاعى « 1 » از مويز ، پس پاك مىكنى آن را از دانه به آن چيزى كه در آن است . پس مىشوى آن را به آب شستنى پاكى ، پس مىخيسانى آن را در مثل آن از آب يا آنقدر كه بپوشد روى آن را . پس مىگذارى آن را در زمستان ، سه روز و سه شب و در تابستان يك روز و يك شب . پس هرگاه بگذرد و بر آن اينقدر زمان ، صاف مىكنى و صاف آن را مىگيرى و مىگذارى آن را در ظرفى . و مىگيرى اندازهء آن را به چوبى ، پس طبخ مىكنى آن را طبخ هموارى تا برود دو ثلث آن و باقى بماند يك ثلث آن پس مىريزى بر آن نصف رطل « 2 » عسل . و مىگيرى اندازهء عسل را . بعد از آن مىپزى تا برود . اين زيادتى پس مىگيرى . زنجبيل و خولنجان و دارچينى و قرنفل و مصطكى ، و مىكوبى اينها را و مىگذارى اينها را در پارچهاى و مىاندازى آن پارچه را در آن . و مىجوشانى جوشانيدنى . پس پايين مىآورى آن را ؛
[ 17 b ]
پس هرگاه سرد شود صاف مىكنى آن را . و مىگيرى از آن در صبح و شام . يعنى در هر صبح و شام قدرى از آن مىخورى . راوى گويد پس كردم اين را كه حضرت فرموده ، پس بر طرف شد از من آنچه مىيافتم از آزار . و اين شراب پاكى است كه متغيّر نمىشود هرگاه بماند . « 3 » إن شاء اللّه تعالى .
هامش
( 1 ) . صاع : از واحدهاى وضعسنجى كاربردى كهن است كه آن را برابر چهار من قديم در نظر مىگرفتهاند كه امروزه مىتوان آن را شمارهاى نزديك به سه هزار و دويست و چهل گرم در نظر گرفت .
( 2 ) . رطل از واحدهاى وزن قديم است كه نگارندهء اين سطور با مقياسهاى امروزى وزن آن را نزديك به 400 گرم يافته و برخى پژوهشگران باختر زمين آن را واژهاى برگرفته از ليتر يونانى ياد كردهاند . اين واحد وزن بيشتر براى مايعات به كار مىرفته است .
( 3 ) . تعبيرى زيركانه به آيهاى از قرآن است كه ويژگى شراب بهشتى آن است كه[ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ ]( محمّد / 15 ) و در جايى ديگر كه در سورهء واقعه آيات 18 - 19 فرموده[ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ * لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ ]نويسنده با اين واژهها تأكيدى دوباره بر حلال بودن آن دارد . يادآور مىشود آنچه كه نويسنده به نقل از جعفر صادق از اصول كافى كلينى پرداخته در رسالهء منسوب به امام رضا كه الرسالة الذهبية نام دارد و در ميان مردمان به طب الرضا شهرت دارد ، ساخت شرابى حلال - كه توصيف آن بسيار نزديك به روايت فرازين است - آمده . گرچه بر سر روايت راوى رسالهء ذهبيه نيز سخن بسيار است .