منافع آن به شروط مذكوره ذكر نمودهاند اثر باده ، تقرّبجويى و مستند به مزاحگويى نبوده باشد ، مشخص كه چيزى كه عقل و اختيار را باطل و منفعت خود را زايل سازد ، از نظر اعتبار ، ساقط و از درجهء قبول ، هابط « 1 » خواهد بود .
و دلايل نقلى از قرآن و احاديث اهل بيت اخيار بر حرمت اين دختر نابكار « 2 » افزون از شمار و بيرون از حوصلهء گفتار مثل بحر بىكنار است . و چون ظرف اين مختصر ، گنجايش تقرير و تحرير را ندارد به آيهء شريفهء إنّه
رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
« 3 » اختصار مىنمايد . پس هوشيار و عاقل بايد كه زنگ مرآت « 4 » دل را به صيقل متابعت شريعت غرّاء و مهجهء بيضاء زده و مداومت
[ 16 b ]
بر شراب طهورى كه از ائمهء اطهار - عليهم السّلام ما دام الليل و النهار - منقول است نمايد تا از لوث تدنّسات « 5 » باطن او را پاكى حاصل گشته ، چهرهء حقايق و معارف در او جلوهگر گردد .
بدانكه شيخ جليل القدر و المنزلة ، ثقة الاسلام محمد بن يعقوب بن كلينى - قدّس اللّه سرّه و زاد في حظاير القدس أنسه - از آن جمله به ترجمهء يك حديث اختصار مىنمايد « 6 » كه به اسناد خود از اسماعيل بن فضل هاشمى روايت مىنمايد كه گفت : شكايت كردم به خدمت حضرت امام جعفر صادق - عليه السّلام - از قراقرى « 7 » كه مىرسيد مرا در معدهء من و ناگوارى طعام . فرمودند به من : كه چرا اخذ نمىكنى نبيذى « 8 » را كه ما مىخوريم آن را ؟ و آن گوارا مىكند طعام را و قراقر و بادها را از شكم بر طرف مىكند . راوى گويد : پس
هامش
( 1 ) . هابط : افتان .
( 2 ) . اشاره به تعبيرى دارد كه شاعران از « مى » به دختر رز - انگور - مىكردند . و نويسنده فقيهوارانه با لفظ نابكار از آن ياد كرده است .
( 3 ) . مائده / 90 .
( 4 ) . م : مرآة .
( 5 ) . لوث تدنسات : آلودگى آلايندهها .
( 6 ) . در كتاب اطعمه و اشربهء اصول كافى محمد كلينى ، بابى ترتيب داده در بيان صفت شراب حلال و احاديث بسيارى نيز نقل فرموده است .
( 7 ) . قراقر ، اشاره به بادهايى دارد كه در معده و روده گرد مىآيد .
( 8 ) . م : نبيدى .