تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
صعبه مثل
[ 15 a ]
صرع و سكته و غيره مىگردد . سيم رعايت ترتيب غذا ، چنانچه سبق ذكر يافت . چهارم تدارك خطايى كه از عدم رعايت اين امور واقع شود . و اين تدارك : يا به قى مىشود يا به چيز سهلى « 1 » كه اعانت بر خروج نمايد مثل گلقند و اطريفل « 2 » و غير آن يا به خواب يا به گرسنگى .

الباب التاسع فى شرب الشراب الخ

هرچند در مقدمه ، به ذكر سبب اسقاط باب كيفيت شرب شراب - كه ارتكاب به نامرضى طباع اولوا الالباب است - اشارهء اجمالى سبق ذكر يافت ؛ ليكن در اين مقام بدل ارتكاب ترجمهء عبارت صاحب رساله - چنان مناسب نمود كه به ايراد شمّه‌اى از آنچه عقلا و نقلا دلالت بر ردائت و ضرر آن دارد مبادرت رود كه چنان كه اين رساله بر ذكر ضوابط صحت ابدان مبتنى است ، بر يك مسئله از قواعد حفظ ايمان نيز محتوى باشد .
[ 15 b ]
اما دليل عقلى آنكه ، هرچند اطباء از آنجا كه مقصود ايشان منافع اشياء است قطع
هامش
( 1 ) . تعبيرى از نويسندهء رساله براى داروهاى اسهال‌آور - مسهل - كه مىتواند نشانهء آن باشد كه او پزشكى را سطحى آموخته بوده است . ( 2 ) . اطريفل گونه‌اى از ساخت‌هاى تركيبى پزشكى كهن بوده است كه برخى آن را از ريشهء هندى مىدانند كه با تريپل انگليسى امروزى نيز مترادف است و به معناى سه‌گانه است كه در آن هليله و بليله و آمله به كار رفته است . بر اين پايه خود اطريفل به تنهايى حجم وسيعى از داروهاى مؤثر درمانى را در بر مىگرفته است . در اينجا از يك گونهء آن كه براى تقويت دستگاه گوارش به كار مىرود ياد مىكنيم : هليلهء سياه ، پوست هليلهء كابلى ، آملهء پوست كنده ، دار فلفل از هركدام يك‌صد گرم و زنجبيل ، بسباسه ، بوزيدان ، شيطرج هندى ، شقاقل ، تودرى سرخ ، تودرى زرد ، زبان گنجشك ، مغز فلفل دانه ، كنجد پوست كنده ، خشخاش سفيد ، بهمن سفيد و بهمن سرخ از هركدام يك و نيم مثقال ؛ همه را كوبيده را الك كرده و با روغن بادام يا روغن گاو چرب كنند و سپس با عسل بياميزند . پس از گذشت دو ماه مىتوانند از آن استفاده كنند ( برگرفته‌اى از نسخه‌هاى سنتى ، صص 25 - 26 ) .