پس واجب است تقديم آنچه لطيفتر است بر آن غذايى كه غليظتر است . مثل آنكه اوّل ماست يا شير يا آنچه نزديك به آن باشد از غذاها ميل ، و شورباها را بعد از آن ميل نمايد . و از گوشتها هم به دستور آنچه لطيفتر باشد ، مقدّم دارد . و از حلواها
[ 13 b ]
آنچه از شكر و آرد مرتّب شده باشد مقدّم دارد بر آنچه از نشاسته باشد . به اعتبار ثقلى كه در نشاسته هست . و همچنين نشاسته را بر حلوايى كه از خرما پخته شده باشد .
مخفى نماند كه شيخ صدوق - رحمه اللّه - در كتاب من لا يحضره الفقيه روايتى از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - نقل نموده كه عمل به مقتضاى آن دخل عظيمى در حفظ صحت دارد و ايراد آن در اين مقام مناسب مىنمايد و آن اين است كه : قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله : « من أراد البقاء و لا بقاء فليباكر الغذاء و ليجوّد الحذاء و ليخفّف الرداء « 1 » و ليقلّ مجامعة النساء . قيل يا رسول اللّه ما خفة الرّداء ؟ قال قلّة الدّين » .
گفت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كه كسى كه خواهد باقى ماند و حال آنكه نيست بقايى از براى غير اللّه تعالى ، پس بايد كه زود چاشت كند و خوب كند كفش خود را - ظاهر اين است كه كفش كنايه از زوجه باشد چنانچه مفهوم اكثر علماء است از اين عبارت - و سبك نمايد رداى خود را - . و معنى سبكى رداى را از حضرت پرسيدند . آن حضرت به كمى قرض تفسير فرمودند . و بايد كه كم كند مقاربت زنان را .
و مضمون اين حديث با زيادتى از حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه و سلامه عليه « 2 » - به نظر رسيده و حاصل معنى آن اين است كه : كسى كه خواهد بقا را و حال آنكه نيست بقايى . پس بايد خوب كند كفش خود را - يعنى زن خوب بگيرد - و بايد وقتى غذا بخورد كه معده از غذاى سابق خالى باشد و آب بياشامد در وقتى كه تشنگى صادق به هم رسيده باشد . و آب كم بياشامد . و بعد از چاشت كردن واكشد و بعد از تعشى راه رود .
هامش
( 1 ) . م : الرداداء .
( 2 ) . مترجم رساله بر خلاف روال بيشتر نويسندگان جهان اسلام كه به پيروى از فرمان پروردگار در قرآن كريم - كه خداوند صلوات را ويژهء پيامبر اسلام فرموده و آن را با ضمير مفرد آورده كه جز رسول فرجامين را نيست - اين نوع ستايش را به على بن ابي طالب هم اختصاص داده كه چندان شايسته نبوده و البته خداپسندانه نيست .