تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
كار روغن مذكور اين است كه ماندگى را بر طرف مىسازد . و بشويد سر را به آب برگ پسته و نمك كوبيده و بيخته و خيسانيده به آب برگ مورد تازه يا لعاب بزرقطونا « 1 » يا طين نجاحى خيسانيده شده به آب برگ مورد يا گلاب . پس اگر بيابد در بدن خود ، يا سر خود حرارت يا خارش بسيارى . پس بر بدن خود بمالد لعاب بزرقطونا « 2 » و گل خطمى
[ 12 a ]
خيسانيده و لعاب به دانه . و اگر محتاج به تنوير « 3 » باشد از اين لعاب‌هاى مذكوره داخل نوره نمايد . و بعد از برآمدن از حمام ، بخور نمايد با عودى كه در ميان كافور تربيت يافته باشد يا مشك . و بر بدن خود بپاشد قدرى از صندل سرخ و سفيد و عود و كافور ، و به روغن بنفشه نيز تدهين « 4 » نمايد . و بعد از حمّام ، شربت انار و شربت عنّاب يا شربت غوره ميل نمايد . و از طعام‌هايى كه با عدس پخته شده باشد يا عدس داخل داشته باشد و سركه و زعفران يا شوربايى كه با چغندر « 5 » پخته شده باشد يا قليهء نار « 6 » كه ادويهء حارّه « 7 » داشته باشد و با گردن برّهء پخته شده باشد ، ميل نمايد . و اگر خواب داشته باشد برهنه نخوابد ، بلكه خود را بپوشاند . و
هامش
( 1 ) . بزرقطونا : اسفرزه . ( 2 ) . م : برزقطونا . ( 3 ) . تنوير : نوره كشيدن . دارويى بهداشتى كه ساخت آن از آهك و زرنيخ - آرسنيك - بوده و گاهى در آن افزودگى هايى براى شرايط خاص يا بيمارىهاى بيماران داشته‌اند كه در نوشتارهاى كهن چون قانون پورسينا آمده است . ( 4 ) . تدهين : روغن‌مالى . ماليدن روغن بر تن ، يكى از راهكارهاى پزشكى كهن بوده كه گاه براى درمان بيمارى يا پيشگيرى از آن و زمانى براى زيبايى به كار گرفته مىشده است . ( 5 ) . م : چقندر . ( 6 ) . « قليه » واژه‌اى است عربى ، كه نوعى از خوراكىهاى توصيه‌شدهء پزشكى كهن بوده كه پارسى نگاشت آن شورباست . و قليهء نار ، همان شوربايى است كه با انار پخته شده باشد . حبيش تفليسى در پزشكى نگاشت‌هاى پارسى خود پيوسته به درمان‌هاى خوراكى بيمارىها تأكيدى خاص دارد و به ويژه از قليه‌ها سخن مىگويد . براى آگاهى بيشتر از ساخت قليه‌ها مىتوان به چند رساله‌اى كه ايرج افشار تصحيح كرده است ، مراجعه كرد ( آشپزى دورهء صفوى ، صص 143 - 155 ) . ( 7 ) . ادويهء حارّه همان چاشنىهاى كاربردى در آشپزى است چون : فلفل ، دارچين ، زيره و جز آن . در گذشته به آن « ابازير » و « توابل » نيز مىگفتند . برخى نيز از واژهء « دارو » در برابر توابل استفاده كرده‌اند . امروزه همان واژهء ادويه به كار مىرود و اساسا ادويه‌هاى غذايى ، گرم سرشتند .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 367 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى