القزوينى - در زمرهء حاضران آن محفل دلنشين و از خرمن فوايد آن مجلس پررنگ و بوى خوشهچين بود ؛ به تقريب ذكر اشكال حفظ اعتدال مزاج و احتراز از امراض بطىء العلاج ، « 1 » اين كمترين ، و جازت
[ 5 a ]
مبانى و كثرت فوايد و معانى رسالهء درّ النفيس للشيخ الرئيس را كه در خصوص اين مطلب ، سمت تأليف يافته ، معروض داشت . اگرچه به اعتبار طبع دقيقهشناسى حقايق اقتباس عالى و فطرت جبلّى متعالى ، به يمن تتبّع احاديث و ساير كتب علميّه ، به لغت تازى آشنا و مربوطند ، ليكن به جهت آنكه نظر التفات عالى به رسالهء مذكوره ، سبب انتفاع فارسىزبانان نيز گشته ، از فوايد مخفيهء آن سرّ مكتوم بهرهور گردند ، به مطالعهء ترجمهء آن رغبت ؛ و اين صادق العقيده را به تقديم اين خدمت مأمور فرمودند .
لهذا با قلّت بضاعت و عدم استطاعت - إمتثالا لأمره العالى - اين چند كلمه ، تلفيق و تنميق پذيرفت . و چون ذات ملكى صفات عالى كه مرجع اصاغر و اعالى است ، پروردهء آب و هواى چمن هميشه بهار متابعت شريعت غرّاى نبوى و پيوسته نشأت به آب بادهء بىخمار رحيق مثوبات
[ 5 b ]
اخروى است ، فصلى را كه مؤلّف رساله در بيان كيفيّت شرب مدام ايراد نموده ، قابل نظر التفاوت ندانسته ، اسقاط نمود . و چون مصنّف ابواب اين رساله را بر سيزده باب ممتنى كرده و احوال و كيفيات آب را كه فى الحقيقه بنا بر مضمون آيهء شريفهء
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« 2 » آب حيات مىتوان گفت ، اهمال و تكيه بر تصانيف مدوّنهء ديگر خود نموده در اين رساله ايراد ننموده بود ، مناسب ديد كه قدرى از احوال مياه جاريه و راكده و عيون و انهار و منافع و مضارّ آنها را بر سبيل ايجاز و اختصار از كتب موثوق بها نقل نمايد ، كه هم تيمّنا عدد ابواب حضرات معصومين چهارده شود و هم رساله خالى از آب و رنگ نباشد . و چون هوا از جملهء ستّهء ضروريه بقا بود ، مناسب ديد كه مجمل احوال آن را نيز در تلو احوال آب ، ذكر كرده ، ختم
[ 6 a ]
رساله به آن نمايد .
هامش
( 1 ) . امراض بطىء العلاج : بيمارىهاى دشوار درمان .
( 2 ) . انبياء / 30 .