شيخوخت « 1 » ترتيب داد . حكيمى كه بنا بر مقتضاى حكمت بالغه ، اسباب بقاى اشخاص و انواع را از ضروريّات تغذيه و تنميه و توليد مهيّا گردانيد . و علامات توالى نور و ظلمت روز و شب و تناسب حركت و
[ 2 a ]
سكون افلاك و عناصر ، و تعاقب نوم و يقظهء « 2 » غيب و شهود كه ستهء ضروريّهء « 3 » هست و بود و عالم وجودند ، مقدّر فرمود .
تعالى شأنه عن أن يبلغ إلى كنهه العالمون أو يحيط بوصفه الواصفون . فيا أحسن الخالقين وفّقنا لإدراك آثار حكمتك و يا خير النّاصرين ارشدنا بنور قدسك إلى بلوغ معرفتك . « 4 »
و تحيّتى افزون از حوصلهء عدّ و احصاء ، « 5 » و ثناى بيرون از حيطهء حدّ و انتهاء ؛ سزاوار روضهء رضيّهء طبيب قلوب و شافع ذنوب ، يعنى امّى لقب نبوّت جسمى كه بىخط و سوادى از دفتر فضايلش يك قلم است . و شقّ قمر « 6 » از سر انگشت معجزنگارش يك رقم . از پرتو انوارد بستان عرفانش ، سواد معرفت انبياى سلف - سلام اللّه عليهم - روشن .
[ 2 b ]
و جناب رسالت انتساب عيسوى را ادعاى
[ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ ]
« 7 » از استشفاء به آيات نبوّتش ، ميسّر و مبرهن . بيماران مرض گناه را به پشت گرمى شفاعتش ، عرق صحّت از هر بن مو ، جارى است . و عاصيان امّت روسياه را از فيض دعوت روانبخش او به حيات ابدى اميدوارى
سلام من الرّحمن نحو جنابه * فإنّ سلامي لا يليق ببابه « 8 »
هامش
( 1 ) . فصول و ابواب صبا و شباب و كهولت و شيخوخت : فصلبندى و باببندى كودكى و جوانى و ميانسالى و كهنسالى . عبد الكريم قزوينى ، ردهبندى سالهاى عمر را با بخشهاى يك كتاب همانند كرده كه شامل فصول و بابها است .
( 2 ) . تعاقب نوم و يقظه : پياپيايى خواب و بيدارى .
( 3 ) . ستهء ضروريّه : بايستهء ششگانه . در پزشكى كهن تندرستى را وابسته به شش عامل بنيادين مىدانستهاند كه براى پيشگيرى از بيمارى بايد آنها را در نظر داشت .
( 4 ) . شأنش فرازين آمد از آنكه جهانيان به فرجامينش دسترسند ، يا بر شمارندگان ويژگى شمارشىاش را فراچنگ آرند . اى نيكوترين آفرينشگران ! ما را براى دريافت نشانههاى فرزانگىات كامياب دار . و اى بهترين يارىگران ! به كمك روشنايى پاكيزانت به سوى رسانش به شناختت ما را راهبر باش .
( 5 ) . عدّ و احصاء : شمردن .
( 6 ) . اشارهاى است به بازشكافتن ماه به دو نيمه كه در آغاز سورهء قمر به آن اشاره شده است :[ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ]( قمر / 1 ) .
( 7 ) . آل عمران / 49 .
( 8 ) . درود از پروردگار رحمان ، جنابش را دريافته است . پس سلام من سزاوار درگاهش نيست . اين بيت اشاره به -