تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
دستى و فقر مالى ، بلكه حالت رياكارانه و متظاهرانه ، آنان كه به دنبال خواندن و جوياى دانستن نيستند . توالى واژه‌ها به ذهن ، نوشتارى خطابه‌اى و ساده‌تر « منبرى » را يادآور مىشود . نمونهء كسانى كه نوشته‌هايشان گويا از دهان بر كاغذ پياده مىشود : امالىهاى كهن ، تقريرهاى دهه‌هاى پيش و پياده كردن از نوار در دورهء نزديك به ما . حتّى واژه‌هاى به كار گرفته شده ، از كوچه پس كوچه‌ها و گذرهاى قديمى حكايت مىكند و اصطلاح‌هاى كاسب كارهاى جزء را به ياد مىآورد : « امّى لقب . . . نبوت جسمى كه بىخطّ و سوادى از دفتر فضايلش يك قلمش است » . كه در اينجا قلم ، نه به معناى فرهنگى امروزى آن است . و نه به معناى « استخوان » كه گاه در گويش‌هايى شهرستانى - چون قمى كه قلم را در برابر استخوان انسان و جانوران به كار مىبرند و « قلم شدن پاها » نيز از آن جمله است - بلكه ديدگاه مؤلّف ، همان است كه امروزه هنگام نوشتن صورت حساب مغازه‌ها ، فى المثل « دو قلم جنس » اضافه و كم مىشود . تشيّع پر رنگ نويسنده نيز از پس واژه‌هاى مقدّمه هويداست كه نمونهء ناب يك عالم شيعى عهد صفوى است كه در دوران شاه سلطان حسين صفوى بيش از ديگر شاهان صفوى ، دانشمندان دينى قدرت و نفوذ داشته‌اند . اختصاص دو برگ رساله از مجموعهء سى برگ اين نوشتار به مديحه‌سرايى يك فرمانرواى محلى - كه به سختى مىتوان پيرامونش شناختى از منابع آن دوران به دست آورد - روايت ديگرى از محتضرگونگى سلسلهء صفوى است . اندك بودن نسخه‌هاى كتاب ، نشان ديگرى از آن دارد كه دانشجويان دانش پزشكى را به كار نمىآمده است . ادبا نيز به كتابت آن گرايشى نداشته‌اند ، چون در شمار نوشتارهاى ادبى نيز نيست . از اين مترجم ، جز ترجمهء كوتاه برء الساعة محمد بن زكرياى رازى رسالهء پزشكى ديگرى نيز شناخته نشده كه تأييد بر اين مدعاست كه او پزشكىورز نبوده است . مترجم از پادشاه زمانه نيز ياد نمىكند ، كه سبب آن ناشناخته است . انصاف آن است كه اساسا موضوع كتاب به زبان عربى ، آن هم براى مخاطبان عام است ؛ مىتوان آن را دستورالعمل كوتاهى براى تودهء مردم دانست كه از
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 340 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى