انجام مىشود . احمد منزوى در كتاب خود ذيل نام شرح رسالهء حفظ الصحه از آن ياد كرده است . « 1 » پورسينا اين رساله را در سيزده باب نگاشته . اين شمارگان بابها شايد كنايه از آن باشد كه به خرافههاى عمومى همچون شومى عدد سيزده باورمند نبوده است .
او خود رسالهاى نيز در ابطال احكام نجومى مىنگارد كه شايد ديدگاه ياد شده را نيز تأييد كند .
متن با مقدّمهاى پيرامون ستايش خداوند و پيامبر و فرزندانش آغاز مىشود كه در مقايسه با همهء برگ شمار نوشتار ، مىتوان آن را بسيار مفصل و نامتناسب دانست .
جملات آغازين رساله نشانى از گرايشهاى فراوان دينى مترجم دارد . متن ترجمه شده ، نشانى از توانمندى پارسىنگارى عبد الكريم قزوينى را ندارد ، چون او چندان متون كهن خوان نبوده است . اگر بتوان ردهبندى فرازين تا فرودينى براى نوشتارهاى پارسى بر جاى مانده در نظر گرفت ؛ ادبشناسان در نقد اين كتاب ، آن را در شمار فرودستترين رده جاى مىدهند . هنر يك نويسنده كه در مقدمهء آغازين نوشتهاش متجلّى مىشود ، در اينجا كم فروغ است . جملاتى طولانى كه يافتن پايان جمله اندكى دشوار است . به كار بردن شمارى فراوان واژههاى عربى در برابر واژههايى كه مىتوانسته پارسى آنها را برگزيند ، نشان ديگرى از انحطاط دهههاى پايانى سلسلهء صفويه و دوران شاه سلطان حسين صفوى ( 1105 - 1135 ه . ق ) دارد كه به نگارشهاى آن دوران نيز سرايت كرده است . حتى در كاربرد واژههاى عربى نيز ، حسن سليقهاى به كار نرفته كه بتوان گفت ادبيات عربى را نيك مىدانسته است . « انزال كتب » در برابر « فرستادن كتابها » از نشانههاى كممايگى و ناهنرمندى اوست . اين اصطلاح گرچه بر هم نهاده شدهاى از دو واژهء دينى است ، امّا در كمتر متن عربى و به ويژه اسلامى حتى قرآن كريم به انزال قرآن يا ديگر كتابها برمىخوريم . نگارش متن ، آيينهاى است كه خواسته و ناخواسته ، رنگ همراستايى با عوام كوتاهانديش زمانهء اوست . عوام نه به معناى تهى
هامش
( 1 ) . فهرستوارهء كتابهاى فارسى ، ج 5 ، ص 3511 .