زياده گشت « 1 » و ترسيد به دست اعداء اسير گردد « 2 » ، قتل خود اختيار نموده و مرتكب « 3 » شرب سموم گشت « 4 » . هرچند سموم بخورد در بدنش اثر نكرد . و همان سموم را به جمعى « 5 » كه قريب المزاج با او بودند بداد ، در حال بمردند « 6 » . چون از خوردن سموم مأيوس بماند ، به يكى از غلامان خود امر كرد كه او را به قتل آوردند .
اين است حال كسى كه به خوردن ترياق عادت كند . امّا انتفاع در مداومت امراض آن است كه اين تركيب شفاء مىدهد از مرضى كه از علاج او مأيوس شده باشند . و خوردن ترياق آن شخص را به منزلهء ولادت ثانى مىشود .
و بعضى از مفسران كتب جالينوس تصريح نمودهاند كه خوردن ترياق به
[ 30 a ]
صد مرض فايده مىدهد و حق آن است كه به جميع امراض بارده ساده و مادّى « 7 » نافع است .
و تفصيل آن است كه غرض اصلى از تركيب ترياق ، مقاومت سموم است . امّا چون مشتمل است « 8 » بر مقويات جميع اعضاء و ارواح و منقيّات و مفتحات و محللّات و ملطفات و مقطعات اخلاط و مسكنات اوجاع ، به جميع امراض مفيد است .
و چون ترياق را دو اثر است : يكى به حسب « 9 » بسايط ، و ديگرى به حسب صورت كه مقوى روح و ممدّ طبيعت است تا مقاومت به جميع مضادات « 10 » تواند كرد . پس به حسب صورت به جميع امراض بارده و حارّه نافع باشد و حفظ صحت اصحاء « 11 » نمايد و چون پيش از حدوث مكاره و آفات بخورند « 12 » حراست بدن نمايد از جميع علل قاتله و ضرر وباء و فساد آب و هوا ، مجملا تمام مضارّ داخلى و خارجى و در صورت ثانى يعنى به حسب بسايط به امراض باردهء سادج « 13 » و مادى « 14 » و مركّبه به تخصيص كه جزو بارد غالب باشد . و جميع اوجاع و نفخها و سدّه ، نفع تمام دارد مثل دردسر كهنه و بيضه و فالج و
هامش
( 1 ) . ن : شد .
( 2 ) . ن : + و .
( 3 ) . ن : ارتكاب .
( 4 ) . ن : نمود .
( 5 ) . ن : جمعى .
( 6 ) . ن : + و .
( 7 ) . ن : ماده .
( 8 ) . ن : - است .
( 9 ) . ن : يكى كسب .
( 10 ) . ن : قصادات .
( 11 ) . س : اصحى ، ن : - اصحى .
( 12 ) . س : بخوردند ، ن و م : بخورند .
( 13 ) . ن : سادجه .
( 14 ) . ن : ماديه .