هشت مثقال است « 1 » . و چنين « 2 » گويد در چهار ، وقيه و نيم شراب دهند . و در سموم حارّه به گلاب دهند .
و كسى را كه سگ ديوانه گزيده باشد ، نيم مثقال تا يك مثقال با « 3 » يك سرطان نهرى بريان كرده در چهار وقيه شراب دهند .
و زنبور زده را نيم مثقال در سركه دهند و همچنين در سركه « 4 » حل كنند « 5 » و طلا نمايند .
و در جميع امراض يك باقلاى مصرى دهند كه نيم مثقال است « 6 » .
و جهت انقطاع صوت به شراب دهند « 7 » .
و اگر در شيب زبان يا ضعف آن كتيرا نگاه دارند ، نيكو بود .
و جهت تب لرز كه گرم نشود ، نيم درم به آب گرم دهند .
و تب بلغمى را يك ترمس « 8 » در سه وقيه شراب دهند يا در آب گرم .
و جهت نفث دم ، چنين گويد : اگر علت قريب باشد با سركهء ممزوج دهند يا در آب گرم و جهت نفث دم « 9 » ، اگر قديم باشد با طبيخ حىّ العالم « 10 » . و صاحب ذخيرهء خوارزمشاهى « 11 » گويد : در اول علت ، با سركهء ممزوج دهند و در آخر علت به ماء العسل و جهت صداع مزمن و شقيقه و ضيق نفس به سكنجبين عنصلى دهند سه روز .
و شهوت كلبى را ، در سه وقيه شراب دهند و درد سينه و پهلو را به ماء العسل و جلاب دهند .
هامش
( 1 ) . در بيشتر منابع كهن وقيه را هفت مثقال و نيم ياد كردهاند و نه هشت مثقال .
( 2 ) . م : همچنين .
( 3 ) . م : يا .
( 4 ) . م : درى كه .
( 5 ) . م : - كنند .
( 6 ) . پيشتر نيز يادآورى شد كه باقلاى مصرى معادل يك درهم مىدانستند كه وزن هر واحد باقلاى مصرى معادل چهل و هشت جو يا 15 / 3 گرم امروزى است و نيم مثقال 25 / 2 گرم است . پس كمال الدين حسين شيرازى نظريهء عمومى اوزان را كه پزشكان كهن توافق كرده بودند نپذيرفته است .
( 7 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 237 .
( 8 ) . ترمس واحد وزنى بوده معادل دو قيراط كه خود ترمس به محاسبهء امروزى حدود 5 / 52 ميلىگرم است .
( 9 ) . ن : - يا در آب گرم و جهت نفث دم ، + و .
( 10 ) . با اندكى تغيير از قانون در طب ، ج 5 ، ص 237 .
( 11 ) . م : خوازرشاهى .