دماغ دور مىسازد . پس افعال حيوانى و نفسانى از مصادر بهتر صادر مىشود و نفس را از عوارض رديّه نگاه مىدارد .
امّا انتفاع در تقدّم حفظ آن است كه به جهت تقويت جميع « 1 » اعضاء رئيسه و شريفه و تمام بدن و ارواح و قوا « 2 » بدن را از جميع مكاره « 3 » نگاه مىدارد و دفع مواد مىنمايد و طبيعت را مدد مىدهد بر اصلاح كيفيّت فاسده . پس حراست « 4 » بدن مىنمايد از حدوث آفات خارجى مثل و با و امراض وافده .
و « 5 » جالينوس حكايت مىكند در بعضى از مواضع يونان وبايى عظيم طارى شد و مردم آنجا به حكما مشورت نمودند به خوردن ترياق امر فرمودند . هركس كه « 6 » به عمل آورد اگر اين علت عارض او نشده بود « 7 » به سلامت بماند « 8 » و اگر عارض شده بود « 9 » زايل گشت « 10 » و هركه مرتكب « 11 » نشد « 12 » هلاك شد . و هر شخصى كه معتاد شود به خوردن ترياقات ، بدنش از سموم متأثّر نگردد و او را طبيعتى پيدا شود كه مقاومت با سموم كند . حتى آنكه گفتهاند كه اين « 13 » شخص را اگر عقرب بگزد ، در ساعت ، عقرب بميرد .
و مؤيّد اين سخن است حكايتى كه علامهء شيرازى در شرح قانون « 14 » مىگويد كه مثريديطوس « 15 » ملك يونان مشهور بود به فضيلت « 16 » و او را اعداء بسيار بودند . چون خايف شد از آنكه او را مسموم سازند . اطباء عصر خود را جمع نمود و ترياقى ساخت كه دفع سموم كند و به اسم خود مسمّى نمود . چون مدتى بدان مداومت نمود « 17 » ، بدن او متكيّف « 18 » شد « 19 » به كيفيّت « 20 » آن تركيب . و بعد از مدتى كه آن ملك را با بعضى اعداء محاربه واقع شد و بر او مستولى شدند ، به بعضى قلاع متحصن شد . چون استيلاى اعداء
هامش
( 1 ) . ن : جمع .
( 2 ) . ن : قوى .
( 3 ) . ن : مكارم .
( 4 ) . س : حراسته .
( 5 ) . ن : - و .
( 6 ) . ن : - كه .
( 7 ) . ن : باشد .
( 8 ) . ن : ماند .
( 9 ) . ن : باشد .
( 10 ) . ن : گردد .
( 11 ) . ن : مركتب .
( 12 ) . ن : نگشت .
( 13 ) . ن : آن .
( 14 ) . ن : + خود .
( 15 ) . س : متريديطوس ، ن : مثريديطوس .
( 16 ) . س : فضيلة .
( 17 ) . ن : كرد .
( 18 ) . ن : مىكفت .
( 19 ) . ن : - شد .
( 20 ) . س : كيفيه ، ن : كيفية .