تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
چون مرتكب خوردن آن تركيب شد ، قوّتش قادر نبود بر تصرف در آن تركيب ، تحليل بدنش نمود و اسهال پيدا « 1 » كرد و در همان شب بمرد . و همچنين در زمان حارّ و بلاد حارّ « 2 » ، نبايد خوردن ، به جهت آنكه دواء و هوا به مدد يكديگر « 3 » موجب زيادتى التهاب مىشود و به ذبول و دق مىكشد « 4 » . و همچنين صاحب مزاج گرم را محترز بايد بود از خوردن ترياق كه مضرّت تمام مىرساند . و اگر مرتكب شود ، حكم آن دارد كه در هلاك خود سعى مىنمايد . و كهول و مشايخ « 5 » را بسيار نافع است چون مداومت نمايند ، فضول بلغمى را تحليل دهد و حرارت غريزى برافروزد « 6 » و غذا به خون مستحيل گرداند . بايد كه با شراب ميل كنند « 7 » ، نه به آب .

جملهء چهارم در شربت ترياق و طريق استعمال

در اصناف امراض و انواع سموم ، قاعدهء خوردن ترياق و وزن شربتش آن است : كه در سم افعى و معطّشه و حيواناتى كه زهر قوى داشته باشند و در سموم مشروبه يك بندقه دهند . و بندقه يك مثقال است « 8 » . و در سموم بارد « 9 » مثل افيون و خانق النمر « 10 » به يك وقيه شراب حل كرده دهند . و وقيه ،
هامش
( 1 ) . ن : - پيدا . ( 2 ) . ن : حاده . ( 3 ) . س : مدديكر ، ن : مدد يكديگر . ( 4 ) . س : مىشكد ، ن : مىكشد . ( 5 ) . م : مشائخ . ( 6 ) . ن : غريزى را فروزد . ( 7 ) . ن : مىكنند . ( 8 ) . بندقه را در گذشته معادل يك درهم مىدانستند همچون ابن هندوى قمى ( مفتاح الطب ، ص 164 ) كه امروزه حدود 15 / 3 گرم خواهد بود . و نويسندهء رسالهء حاضر آن را يك مثقال آورده كه وزن آن چهار و نيم گرم امروزى است . گرچه شمارى نيز چون نويسنده اين رساله هم وزن بندقه را يك مثقال آورده كه اين نكته نيز از چشم ابن هندو دور نمانده ولى او نكتهء ديگرى نيز اضافه مىكند كه او را جوزهء نبطى نيز مىگويند . آنچه بيشتر پذيرفته بودند همان معادل يك درهم است . ( 9 ) . ن : بارده . ( 10 ) . س : حانق النمر ، ن : خانق النمر .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 323 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى