است بعد از شش ماه تا بعد از يك سال ، بعد از آن در ترعرع است و بزيد « 1 » تا دو سال و « 2 » در بلاد حارّه ، و بعد از آن در وقوف است تا ده سال تا « 3 » بيست سال به حسب بلاد ، بعد از آن بيست « 4 » تا چهل سال شروع در شيخوخت « 5 » و انحطاط « 6 » مىكند . بعد از سى سال يا « 7 » شصت سال از درجهء ترياقيّت مىافتد و مثل دواء المسك و معاجين ديگر مىشود « 8 » .
چنين گويد كه ترياق در دوازده سال نضج مىيابد و بعضى بعد از « 9 »
[ 29 a ]
پنج سال و شش سال و هفت سال به عمل آورند . و در نهوش « 10 » ذوات السموم « 11 » و شرب ادويهء قتاله ، جهت آنكه اين نوع سموم محتاج به علاج قوى است و ترياق در اين اوقات تازهء قوى الاثر است .
و صاحب حاوى گويد كه ترياق را پيش از هفت سال به عمل نياورند . و بهتر آن است كه بعد از دوازده سال بدهند كه قوهء « 12 » ترياق و خواص آن در اين وقت تمام مىشود . و بعضى بعد از شش ماه جايز « 13 » داشتهاند و بعضى بعد از يك سال . و ترياق تا سى سال در حدّ جوانى است و تا « 14 » شصت سال در حد عتاقت « 15 » . و چون از اين مدت بگذرد ، فعلش به غايت ضعيف شود « 16 » و باطل گردد .
جملهء دوم در قواعد امتحان ترياق
مشهور پيش اصحاب اين فن « 17 » در امتحان ترياق ، سه طريق است « 18 » :
هامش
( 1 ) . ن و م : - و بزيد .
( 2 ) . ن : تا ده سال ، - و .
( 3 ) . م : يا .
( 4 ) . م : + سال .
( 5 ) . ن : شيخوخه .
( 6 ) . س : انحاط ، ن : انحطاط .
( 7 ) . ن : تا .
( 8 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 236 .
( 9 ) . م : بغدار .
( 10 ) . ن : نهش .
( 11 ) . ن : ذوات السوم .
( 12 ) . ن : قوت .
( 13 ) . م : جائز .
( 14 ) . م : يا .
( 15 ) . س : عتاقة ، ن و م : عتاقه .
( 16 ) . ن : - شود .
( 17 ) . ن : قوه .
( 18 ) . ن : + طريق .