ابطال حدّت سموم و استبقاء قوّت دواء و تنويم و قلّت شريك موجب تكثير بود و قوّه اثرش موجب تقليل بود « 1 » ، وزن آن را نيز حد وسط در كثرت اختيار كردهاند « 2 » . و همچنين دارچينى ، جهت آنكه نافع بود در سموم « 3 » و تقويت « 4 » اعضاء شريفه و فوايد بسيار داشت و اين حالات موجب تكثير بود . و چون در خواص ، شريك بسيار « 5 » داشت و به بعضى اعضاء مضر بود مثل سر « 6 » و عصب و فم معده و مثانه . و اين امور ، سبب تقليل بود از اين جهت در سوابق ، دوازده مثقال آوردهاند . متأخّرين ملاحظهء كثرت فوايدش نمودهاند ، وزن وسط اختيار كردند .
و تخم شلغم و اسقورديون « 7 » و اصل السوسن آسمانگونى « 8 » و غاريقون چون ضعيف الاثر بود « 9 » در فادزهريّت « 10 » و شريك يكديگر بودند در نفع سموم و در فوايد ضروريه ، از تنقيه و غيرها مفيد بودند « 11 » ، وزن ادنى در كثرت اختيار كردند .
و گل سرخ چون در تقويت جميع اعضاء ، اثر تمام داشت و مضرّت نداشت و مصلح مضرّت بعضى ادويه بود و در خواص ديگر ضرورى اثر نداشت و شريك بسيار داشت ، وزنش را ادنى در كثرت اختيار نمودند .
و رب السوس اگرچه خواص شريفه از فادزهريت « 12 » و غيرها نداشت ، بلكه جهت كسر « 13 » حدت ادويه بود تقليل « 14 » آن لايق « 15 » بود . چون شريك بسيار نداشت « 16 » ، وزن ادنى در كثرت اختيار كردند « 17 » .
و روغن بلسان اگرچه در « 18 » كثرت ، منافعش موجب تكثير بود چون حب و عود كه قرينهء اوست در خواص داخل بود و در هر اثرى شريك ديگر « 19 » داشت همان وزن اختيار
هامش
( 1 ) . ن : - بود .
( 2 ) . ن : كردند .
( 3 ) . م : نافع سموم بود .
( 4 ) . س : تقويه .
( 5 ) . ن و م : كثير .
( 6 ) . م : سير ( ؟ ) .
( 7 ) . س : اسقوريدون .
( 8 ) . ن : آسمانكونى .
( 9 ) . م : بودند .
( 10 ) . س : فازهرية ، ن و م : فادزهريه .
( 11 ) . م : + و .
( 12 ) . س : فادزهرية ، ن : فادزهريه .
( 13 ) . ن : كثرت .
( 14 ) . ن : + از .
( 15 ) . م : لائق .
( 16 ) . م : داشت .
( 17 ) . ن : نمودند .
( 18 ) . ن : - در .
( 19 ) . ن : - ديگر .