تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
بيشتر « 1 » كند و اگر خسيس باشد ، كمتر « 2 » كند . و همچنين دوايى كه در فعل مذكور ، شريك داشته باشد كمتر كنند و آنچه شريك نداشته باشد بيشتر كنند . و اگر دواى قوى الاثر باشد ، كمتر كنند و اگر ضعيف الاثر « 3 » باشد ، بيشتر كنند . و همچنين دواء اگر مضرّت نداشته باشد ، بيشتر داخل كنند . و اگر مضرّت داشته باشد ، كمتر داخل كنند . ناظران تركيب ترياق ، ملاحظهء اسباب كثرت و قلت اجزاء نمودند و در هر دواء كه جميع اسباب كثرت يافتند در مقدار آن افزودند . و اگر جميع اسباب قلت يافتند ، تقليل نمودند . و اگر بعضى اسباب كثرت با « 4 » بعضى اسباب قلت جمع شد در « 5 » مقدار ملاحظه اعتدال نمودند . و تقسيم نمودند كثرت را به اقصى در كثرت و به ادنى در كثرت و به وسط در كثرت ، به حسب قرب و بعد احد الطرفين . و همچين از جانب قلّت ، قسمت نمودند به اقصى در قلت و ادنى در قلت و وسط در قلت به حسب قرب و بعد احد الطرفين و اقصى حدود كثرت را چهل و هشت جزو اعتبار كردند و اقلّش دوازده ، و وسطش بيست و چهار . و اكثر ، حدود كميّت قليل را شش جزو اعتبار كردند و اقلش دو جزو و اوسط ، چهار جزو « 6 » . پس اقل حدود كميت « 7 » كثير ضعيف ، اكثر حدود كميّت قليل باشد . و چون اسقيل اثر تمام داشت در احراق سم و نفع در سموم و مضرّتش به كرسنه نافع در سموم زايل شده « 8 »
[ 28 a ]
بود و منقّى سينه و اعضاء غذا و اعضاى نفس « 9 » بود ، وزن آن را حدّ اقصى در كثرت اختيار كرده‌اند ، چهل و هشت مثقال آوردند . و چون قرص افعى ، عمدهء اركان ترياق بود و اثرى « 10 » قوى « 11 » داشت حد وسط اختيار كردند . و قرص اندروخون ، اگرچه منفعتش « 12 » بسيار بود ، امّا شريك در افعال داشت وزن آن را نيز حد وسط اختيار كردند . و همچنين فلفل سياه و افيون ، جهت تسكين وجع و
هامش
( 1 ) . م : ميسر . ( 2 ) . ن : تكثير . ( 3 ) . ن : ضعف الاثر . ( 4 ) . ن : يا . ( 5 ) . ن : و . ( 6 ) . م : - و اكثر حدود كميت قليل . . . و اوسط چهار جزو . ( 7 ) . م : كمية . ( 8 ) . ن : كرسنه در سموم زايل شده نافع . ( 9 ) . س : نفض ، ن : نفس . ( 10 ) . ن : اثر . ( 11 ) . م : - قوى . ( 12 ) . ن : منفعلش .