و « 1 » شيخ الرئيس تصريح به اين « 2 » مىفرمايد كه اين نفع ترياق ، در بيش « 3 » اندك است آنقدر فايده دهد كه موت « 4 » را در توقف اندازد . و « 5 » پس لايق چنان بود كه « 6 » فادزهرات « 7 » بيش ، مثل جدوار و حجر التيس و مشك داخل مىكردند تا نفعش اكمل مىبود و ايضا كبار فادزهرات « 8 » مثل ماه فرفين « 9 » و حجر التيس چرا داخل نكردند . ؟ اگر كسى به تكلف جواب دهد كه ترياق ، مركّبى « 10 » است كه به صورت نوعى ، عملش زياده است چنان كه در صدر كتاب مذكور شد و چون از صورت تركيب مذكور ، اثر « 11 » معتد به يافتند تغيير « 12 » آن جايز نداشتند . ضعف آن ظاهر است .
و معترض را مىرسد كه بگويد كه « 13 » به چه دليل مذكور « 14 » كردند كه ادويهء مذكوره اضافه نمايند اثرش كمتر است . شايد كه صورتى كه بعد از تخمير اين تركيب حاصل شود اقوى باشد از صورت تركيب اول . و ظاهر است كه تجربه در اين باب حاكم است نه استدلال اگرچه قياس ، دالّ بر آن است كه اثر اين مركّب به اعتبار بسايط زياده « 15 » باشد « 16 » .
و اللّه أعلم بالحقيقة الحال « 17 » .
جزو سيوم « 18 » در اوزان مفردات ترياق
قاعده در تقليل و تكثير اجزاى هر « 19 » مركّب ، آن است كه اگر دواء شريف باشد ،
هامش
( 1 ) . م : - و .
( 2 ) . ن : - تصريح به اين .
( 3 ) . گونهاى از زهرهاست .
( 4 ) . ن : مودّت ( ؟ ) .
( 5 ) . ن : - و .
( 6 ) . م : + در .
( 7 ) . م : فادهزهر است .
( 8 ) . م : فادزهر است .
( 9 ) . س : مافرفين ، ن : ماه فرقين ، م : ماه مرتين .
( 10 ) . م : مركب .
( 11 ) . م : - اثر ، + آن را .
( 12 ) . ن : به غير .
( 13 ) . ن : - كه .
( 14 ) . م : معلوم .
( 15 ) . ن : بسايط و ماده .
( 16 ) . چند پاراگراف اخير برگرفته از قانون در طب بوعلى ، ج 5 ، صص 229 - 230 است .
( 17 ) . س : باالحقيقه الحال ، ن : بحقيقه لحال ، م : تحقيقه الحال .
( 18 ) . م : سيم .
( 19 ) . م : - هر .