شيشعان ، مشكطرامشيع
[ 26 a ]
، دار فلفل ، دارچينى ، دهن البلسان ، راوند ، رب السوس ، زراوند ، سكبينج « 1 » ، سليخه سوداء ، عسل حاشا ، فو ، مو ، غاريقون « 2 » ، فراسيون ، پودنهء كوهى ، افيلون ، قردمانا ، قنّه كندر ، كماذريوس « 3 » ، ناردين ، تخم كرفس ، افتيمون . كه بعضى از اين ادويه به يك اثر و بعضى به دو يا بيشتر از جميع اعضاء يا از يك عضو چنانچه به تفصيل در مفردات گذشته دماغ و سينه و دل و شش و جگر و آلات بول و جميع احشاء و اعضاء را از مادهء سم و ساير مواد پاك مىگرداند .
و سبب اختيار اين ادويه دو چيز است :
يكى قوّت « 4 » اثر اين ادويه ،
ديگر اشتراك « 5 » نفع درمانى « 6 » خواص ضروريّه .
و سبب اختيار « 7 » ادويهء بسيار آن است كه اعضاى واجب التنقيه بسيار است « 8 » ادويهء متفرقهاى كه هريك مخصوص به عضوى بود جمع ساختند تا ترياق كامل و تمام باشد در تنقيهء بدن و جميع اعضاء مثل :
اسطوخودوس كه تنقيه دماغ بيشتر مىكند .
و زنجبيل كه حلق و معده پاك مىسازد .
و مر كه تنقيهء « 9 » سينه مىنمايد .
و قسط مر « 10 » ، جگر را نقاء مىدهد .
و اسارون آلات بول پاك مىگرداند .
و على هذا القياس « 11 » .
اما مقويّات دو قسم است :
هامش
( 1 ) . ن : سكبن .
( 2 ) . ن : غاريقون فو مو .
( 3 ) . ن : سكبن .
( 4 ) . س : قوة .
( 5 ) . م : اشراك .
( 6 ) . ن : نفع در باقى .
( 7 ) . م : + اين .
( 8 ) . ن و م : - ادويهء بسيار آن است كه اعضاى واجب التنقيه بسيار است ، + اين .
( 9 ) . ن : تغيير .
( 10 ) . م : بر .
( 11 ) . ن : على هذه القياس .