اگر معترضى « 1 » گويد كه حق آن است كه مقيى در اين تركيب نافع باشد به جهت دفع سم به طريق قى ؛ لهذا طين مختوم ، اختيار كردهاند كه بالخاصية « 2 » سم را به قى دفع مىكند و متقدمين ، كنگرزد « 3 » آوردهاند .
جواب آن است كه مقيى « 4 » در تركيب ترياق لايق نيست به جهت آنكه مقيى نمىگذارد كه ترياق در معده قرار گيرد و خوف آن هست « 5 » كه پيش از اثر وصول ترياق به محل مقصود ، به قى مندفع گردد .
لهذا متأخّرين ، كنگرزد « 6 » را از ترياق انداختهاند . و طين مختوم را خاصيّت آن است كه در معده سم را جمع مىكند و « 7 » بعد از آن به قى دفع مىنمايد « 8 » و اين نوع مقيى مفيد است به خلاف ترب و ديگر مقييات « 9 » .
امّا منقيّات چند قسم است :
بعضى آن است كه مواد را به تحت الجلد « 10 » دفع مىكند و از اعماق بدن به ظاهر مىكشد مثل گوشت افعى و قسط و مر و اسقيل و جميع معرّقات « 11 » . و گوشت افعى را در اين فعل ، اثرى « 12 » تمام است .
و بعضى آن است كه مادهء سم را به ادرار بول و طمث و اسهال و امثال آن از جميع بدن يا از عضو « 13 » مخصوص دفع مىنمايد . و اعضاء را پاك مىگرداند مثل : اسطوخودوس « 14 » و اسارون ، اقحوان ، رازيانه ، جعده ، انيسون ، شراب ، مر ، فطراساليون ، قسط ، سيساليوس ، حرف بابلى ، نانخواه « 15 » ، حماما « 16 » ، هيوفاريقون ، دوقو ، جاوشير ، فقاح اذخر ، ميعه ، زعفران ، كمافيطوس ، ساذج « 17 » ، علك البطم « 18 » ، سنبل ، قصب الذريره « 19 » ، مصطكى ، قنطوريون ، دار
هامش
( 1 ) . ن : متعرضى ، م : معترض .
( 2 ) . س : باالخاصيه .
( 3 ) . س : كنكررزد ، م : كنگرزد .
( 4 ) . ن : مقى .
( 5 ) . ن : است .
( 6 ) . ن : كنگرزرد ، م : كنگرزد .
( 7 ) . ن : - و .
( 8 ) . م : مىكند .
( 9 ) . م : مقيبات .
( 10 ) . م : تحت جلد .
( 11 ) . ن : معترقات .
( 12 ) . ن : اثر .
( 13 ) . ن : عضوى .
( 14 ) . م : اسطوخوروس .
( 15 ) . م : نابخواه .
( 16 ) . ن : حماها .
( 17 ) . س و ن : سادج .
( 18 ) . م : ملك البطم .
( 19 ) . س : قطب الزريره ، ن : قصب الزريره ، م : قصب الرزين .