گرم و خشك بود در دوم « 1 » . و گويند در سيوم « 2 » . و گويند مركب القوى است و جزء حارّ غالب است .
مختار خوشبوست كه زبان را بگزد . سدهء احشاء ، به تخصيص « 3 » ، جگر بگشايد . مقوى معده و مدرّ بول و منقّى مثانه و مفتّت حصات « 4 » گرده و مثانه باشد .
جالينوس گويد كه فراسطس « 5 » حكيم چون دارچينى نبود ، كبابه را بدل دارچينى در ترياق فاروق داخل مىنمود « 6 » و حال آنكه در قوّت « 7 » ، مثل دارچينى نيست ، بلكه از سليخهء خوب ، ضعيفتر هست « 8 » .
و « 9 » گويند مضرّ است به مثانه ، مصلحش مصطكى است .
بدلش هيل بود و گويند هيل و دارچينى .
كرسنه « 10 »
چوبى است « 11 » . چون مقشر كنند سرخ رنگ بود . طعمش ميانهء ماش و عدس باشد .
گرم است در آخر اول ، خشك است در دوم « 12 » .
مختار ، مصرى است كه رنگش به سفيدى زند .
به نهش افعى و عقرب و سگ ديوانه و ابن عرس ، طلا كردن فايده دهد . جالى و مفتّح و مدر بود « 13 » به مرتبهاى كه خون به ادرار « 14 » آورد و رطوبات غليظ « 15 » ، خشك سازد . و
هامش
( 1 ) . ن : دويم .
( 2 ) . س : سئوم ، ن : سيم .
( 3 ) . س : تحصيص ، ن : احشاء خصوصا .
( 4 ) . س و ن : حصاة .
( 5 ) . ن : فرانيطس ، م : اندروماحسن .
( 6 ) . ن : مىنموده .
( 7 ) . س : قوة .
( 8 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 2 ، ص 304 . در متن عربى به نادرستى فراسطس - تئوفراست - ضبط قرانيطس آمده كه اين تلفظ ، شكل نادرستى از واژهء فرانيطس بوده كه بيمارى مننژيت است كه كاتبان گاه به نادرستى فرانيطس را ، قرانيطس ضبط كردهاند كه در هرحال مفردهء دارويى نيست .
( 9 ) . ن : - و .
( 10 ) . م : كرهسه .
( 11 ) . ن : جبلى است ، م : چيست .
( 12 ) . ن : دويم .
( 13 ) . ن : + و .
( 14 ) . م : ادرارا .
( 15 ) . ن : غليظه .