شربتى يك مثقال بود .
مضرّ است به مثانه ، مصلحش عسل است .
بدلش ، صمغ بادام تلخ بود و فقاح اذخر « 1 » .
صاحب ذخيره گويد كه گفتهاند بدل آن نيم وزن فلفل است و اين درست نيست . و نزد فقير اين درست است .
مشكطرامشيع
مشكطرامشير نيز نويسند . و قطامان و قطمين نيز گويند . قسمى از پودنهء « 2 » كوهى است به يونانى عليحن « 3 » اعريا « 4 » گويند « 5 » يعنى پودنهء كوهى . گرم و خشك است در سيوم . و گويند خشك است در چهارم . لطيفتر از پودنهء كوهى است و در باقى خواص متشابهند به قوّت « 6 » .
ادرار بول و طمث كند و از غايت « 7 » ادرار ، خون به بول آرد . در نهش حيوانات گزنده ، فايده دهد و سينه و شش را از اخلاط پاك گرداند .
شربتى يك مثقال .
بدلش ، قردماناست .
ميعهء سايله
و « 8 » لبنى و عسل لبنى « 9 » خوانند .
هامش
( 1 ) . س : ادخر .
( 2 ) . م : يودنه .
( 3 ) . م : عليحس .
( 4 ) . ن : اعربا .
( 5 ) . متأسفانه ضبط ديگرى از عليحن اعريا كه به نظر مىرسد نادرست باشد ، براى ضبط درست آن جستوجو شد ، ولى در منابع پژوهش شده همچون صيدنه و تذكرهء جامع و تحفهء حكيم مؤمن يافت نشد .
( 6 ) . س : قوة .
( 7 ) . س : غاية .
( 8 ) . ن : - و .
( 9 ) . ن : + نيز .