كماذريوس « 1 »
خامادريوس نيز گويند يعنى بلوط الارض .
و در حقيقت « 2 » آن اختلاف كردهاند . بعضى گويند شاخ اشق است . و صحيح آن است كه نباتى است سبز رنگ ، برگش به « 3 » برگ بلوط ماند لهذا بلوط الارض نيز گويند . طعمش تلخ بود ، آن را فارسيان ، رنام دارو « 4 » گويند .
شيخ فرمايد : گرم و خشك است در سيوم « 5 » .
و « 6 » جالينوس گويد : گرم و خشك است در دوم « 7 » .
چون بخورند يا ضماد كنند به نهش هوام و سگ ديوانه نافع بود .
مقطّع و ملطّف و مدرّ بول و طمث بود و « 8 » سدّهء اعضاى باطنى بگشايد . لهذا نافع است به استسقاء و يرقان و صلابت « 9 » طحال و امثال آن .
شربتى تا دو مثقال .
بدلش يك وزن سقولوقندريون « 10 » است . و گويند يك وزن سليخه . و گويند عروق غافث « 11 » بود . و گويند تخم حماض برّى يا شلغم برّى « 12 » است . و گويند بيخ « 13 » حماض برى است كه آن را حليمو گويند « 14 » .
كبابه
حبّ العروس خوانند .
هامش
( 1 ) . ن : كمادريوس .
( 2 ) . س : حقيقة .
( 3 ) . م : - به .
( 4 ) . م : رنام دارد و .
( 5 ) . س : سئوم ، ن : سيم . بوعلى هنگام يادكرد مزاج كماذريوس ( قانون در طب ، ج 2 ، ص 184 ) ، طبيعتش را در درجهء دوم خشكى گفته و يادآورى كرده كه گرمىاش از خشكىاش بيشتر است .
( 6 ) . م : - و .
( 7 ) . ن : دويم . و نقل از تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 2 ، صص 345 - 346 .
( 8 ) . ن : - و .
( 9 ) . س : طلابة .
( 10 ) . ن : سقولوفندريون .
( 11 ) . ن : سقولوفندريون .
( 12 ) . م : - يا شلغم برّى .
( 13 ) . ن : تخم .
( 14 ) . ن : خوانند . و در تحفهء حكيم مؤمن ( ص 92 ) به همين ضبط آمده است و در صيدنه از آن ياد نشده است و ابن بيطار نيز در حرف حاء از آن ياد نكرده است و در مدخل كماذريوس نيز اشارهاى به مترادف حليمو نشده است .