سينه و شش را از مواد ، پاك گرداند .
و مصلح مضرّت « 1 » ، اسقيل بود .
[ 23 b ]
مرصاف
صمغى است .
صاحب جامع گويد : صمغ درختى است كه از آن ميعهء سايله و يابسه گيرند .
مختار ، تازهء سبك قوىالرايحهء « 2 » تلخ است كه مغشوش سازند به صمغ كه در آب مر خويسانيده باشند . امّا بوى قوى ندارد . و گاه « 3 » غش مىكنند به بعض يتوعات قتّاله ، و كشنده است « 4 » . از ثقيل و سياه احتراز كنند .
گرم و خشك است در سيوم « 5 » . و گويند خشك است در دوم « 6 » .
مفتّح و محللّ رياح بود و « 7 » به سموم و گزيدن عقرب نافع است . و چون بخورند يا ضماد كنند به « 8 » گزيدن سگ ديوانه فايدهء تمام دهد . و منع تعفّن كند به مرتبهاى كه جسد ميّت را از تعفن و تغيّر نگاه مىدارد . و تجفيف « 9 » فضول « 10 » سينه نمايد و اعضاى باطنى مثل قصبهء شش و سينه « 11 » و آورده و رحم پاك سازد . و مدر بول و حيض بود . سرفهء كهنه و نفس الانتصاب و درد پهلو « 12 » و گرده و مثانه زايل گرداند . به اسهال و قروح امعاء سودمند است « 13 » .
شيخ الرئيس گويد : از براى كثرت « 14 » منافع در معاجين كبار داخل مىكنند « 15 » .
رازى « 16 » گويد : به سموم نافع است . خوردن آن به لدغ « 17 » عقرب فايده دهد « 18 » .
هامش
( 1 ) . س : مضرة ، ن : مضرت .
( 2 ) . م : قوى الرائحه .
( 3 ) . ن : + هست كه .
( 4 ) . ن : - است .
( 5 ) . ن : سيم .
( 6 ) . ن : دويم .
( 7 ) . ن : - و .
( 8 ) . م : - گزيدن عقرب نافع است و چون بخورند يا ضماد كنند به .
( 9 ) . ن : تحفيف .
( 10 ) . ن : فصول .
( 11 ) . ن : - و سينه .
( 12 ) . ن : پهلوى ، م : پهلو .
( 13 ) . ن : بود .
( 14 ) . س : كثرة .
( 15 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 223 .
( 16 ) . ن : زارى ، م : - گويد از براى از براى كثرت منافع در معاجين كبار داخل مىكنند رازى .
( 17 ) . س : لذع ، ن : لدغ .
( 18 ) . در تذكره جامع كه منبع نويسنده ترياق فاروق بوده هنگام يادكرد نظر رازى پيرامون كبابه نوشته است : رازى مىگويد مجارى كليه را پاك كرده و گلو را صاف مىكند ( ج 2 ، ص 304 ) .