مدرّ بول و حيض بود و « 1 » درد رحم را تسكين دهد چون بخورند يا طلا كنند ، به شكستگى اعضاء فايده دهد .
قنطوريون « 2 »
معرب جنتوريه « 3 » است منصوب است به جنفوريس « 4 » حكيم كه اولا بر حقيقت اين دواء اطلاع يافته . دو قسم است : صغير دقيق و كبير غليظ .
صغير نزديك آبها رويد و گل سرخ رنگ دارد « 5 » و برگش مشابه سداب است .
و غليظ ، برگش به حور « 6 » و ساقش « 7 » به حماض « 8 » ماند . و بيخ غليظ سخت دارد كه مملوّ است از رطوبتى رقيق « 9 » سرخ رنگ و قدش « 10 » تا دو گز بود « 11 » و بيخ غليظ منفعت ندارد .
گرم و خشك است در سيوم « 12 » .
دقيق به لدغ « 13 » عقرب و افعى « 14 » نافع بود چون طلا كنند بر لسع زنبور فايده دهد . مدر طمث و مفتّح سدهء جگر و سپرز و منقى اعصاب و دماغ است « 15 » و مسهل بلغم و صفراء باشد « 16 » لهذا نافع است به صرع و اوجاع مفاصل .
و قنطوريون غليظ « 17 » ، مدر طمث و مخرج جنين و منقى رحم و مقوى اعضاء باشد به جهت « 18 » قبض « 19 » كه در جوهر اوست .
شربتى دو مثقال است .
مضر است به سر ، مصلحش عسل است .
هامش
( 1 ) . ن : - و .
( 2 ) . در نسخهء ن و م ، نخست قصب الذريره آمده و سپس قنطوريون .
( 3 ) . ن : جنتورنه .
( 4 ) . ن و م : جنتوريس .
( 5 ) . در تذكرهء جامع ابن بيطار ( ج 2 ، ص 284 ) رنگ سرخ به فرفير شباهت داده شده است .
( 6 ) . س : خور ، ن و م : حور .
( 7 ) . س : ساقس .
( 8 ) . ن : حماص .
( 9 ) . ن : - رقيق .
( 10 ) . ن : - و قدش .
( 11 ) . ن : شود .
( 12 ) . ن : سيم .
( 13 ) . س : لذع ، ن : لدغ .
( 14 ) . م : افعى و عقرب .
( 15 ) . ن : بود .
( 16 ) . ن : بود .
( 17 ) . ن : غليطه .
( 18 ) . س : جهة .
( 19 ) . ن : قبضيتى .