قلقطار محرق
قلقطار ، زاج « 1 » زرد است . و زاج « 2 » چهار قسم است : سفيد و زرد « 3 » و سرخ و سبز .
سفيد را قلقديس خوانند .
و سرخ را سورى ،
و زرد « 4 » را قلقطار ، و زاج [ سبز ] « 5 » را « 6 » شتر دندان گويند . و سبز را قلقند خوانند .
و همهء اقسام به يكديگر نزديك است و قلقطار متوسط « 7 » بود از ميان همه .
و مختار از قلقطار ، زرد رنگ تازه زود و « 8 » شكن است .
گرم و خشك بود در سيوم « 9 » و « 10 » تجفيف به غايت دارد به « 11 » مرتبهاى كه به تجفيف « 12 » مىكشد . و قلقطار چون بسوزند لذعش « 13 » كم شود و تجفيفش « 14 » زياده گردد « 15 » .
و طريق سوختنش آن است كه در سفالى پاكيزه كنند
[ 22 a ]
و بر روى آتش فحم نهند آنقدر كه نفاخات « 16 » ظاهر شود « 17 » . اگر رطوبت زياده داشته « 18 » باشد ، آن مقدار درنگ نمايد كه سرخ رنگ شود از آتش بردارند .
مضر است به شش ، مصلحش مرطبات است .
بدلش اقسام ديگر زاجات .
قسط مر
قسط انواع است . مشهور دو قسم بود : تلخ و شيرين .
شيخ فرمايد كه قسط هندى ، قسط تلخ است . و سياه بود . و قسط بهرى سفيد و « 19 » شيرين است « 20 » و قسط عربى نيز گويند .
هامش
( 1 ) . س : راح .
( 2 ) . س : راج .
( 3 ) . س : رزد .
( 4 ) . س : رزد .
( 5 ) . س : - سبز .
( 6 ) . ن و م : - سبز را ، م : + و .
( 7 ) . ن : متوسطه .
( 8 ) . ن : - و .
( 9 ) . ن : سيم .
( 10 ) . ن : - و .
( 11 ) . م : - به .
( 12 ) . ن : تخفيف .
( 13 ) . س : لدعش ، ن : لدغش .
( 14 ) . س : تحفيفش .
( 15 ) . ن : + احراق قلقطار .
( 16 ) . س : نفاحات ، ن : تفاخات ( ؟ ) .
( 17 ) . ن : + و .
( 18 ) . ن : - داشته .
( 19 ) . مر : - و .
( 20 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 292 .