آن را غاريقيا گويند . و اشتقاق
[ 21 a ]
اسم غاريقون از اسم آن موضع « 1 » است . و آن « 2 » دو قسم است : نر و مادّه . نر آن است كه سخت باشد و شظايا « 3 » و طبقات نداشته باشد . و ماده آن است كه سست باشد و ريشه ريشه .
مختار ، مادهء سفيد سبك است كه در طعمش تلخى و اندك شيرينى باشد . و غاريقون زرد و سياه ، كشنده است .
گرم و خشك بود .
شيخ در ادويهء قلبى مىفرمايد « 4 » كه به خاصيت ، ترياقيت « 5 » ، به جميع « 6 » سموم نافع است .
تفريح و تقويت « 7 » قلب نمايد « 8 » .
گويند « 9 » چون كسى با خود نگاه دارد عقرب و مار او را نگزد و چون ضماد كنند به لسع هوام فايده دهد و به لدغ « 10 » عقرب منفعت تمام دارد . مفتّح و مقطع اخلاط غليظه و ملطّف دقيق فضول دماغ و سينه « 11 » و مدرّ بول و طمث بود « 12 » . منقّى گرده و رحم باشد و مخرج جميع اخلاط بود به تخصيص « 13 » ، سوداء و بلغم . و به خاصيّت تنقيهء فضول عصب « 14 » نمايد و اخلاطى كه به جهت « 15 » احتراق سم به سوداء مستحيل شده باشد اخراج كند و « 16 » سنگ گرده بريزاند « 17 » . و صرع و ربو و نفث الدم « 18 » و قرحهء شش و يرقان و ورم سپرز را نافع بود .
و « 19 » شربتى از يك دانگ تا دو دانگ است .
بدلش نيم وزن آن « 20 » فرفيون است .
هامش
( 1 ) . م : اسم الموضع .
( 2 ) . ن : - و آن .
( 3 ) . م : تنظايا .
( 4 ) . ن : آورده .
( 5 ) . س و ن : ترياقيه .
( 6 ) . ن و م : به جهت .
( 7 ) . س : تقوية .
( 8 ) . من مؤلّفات ابن سينا الطبية ، ص 281 .
( 9 ) . ن : - گويند .
( 10 ) . س : لذع ، ن : بليع .
( 11 ) . ن : مفتّح و ملطّف و مقطع اخلاط غليضه و منقى فضول دماغ .
( 12 ) . ن : - بود ، + و .
( 13 ) . ن : اخلاط باشد خصوصا .
( 14 ) . م : - عصب .
( 15 ) . س : جهة .
( 16 ) . ن : - و .
( 17 ) . م : بزيزاند .
( 18 ) . ن : نفث دم .
( 19 ) . ن : - و .
( 20 ) . ن : - آن .