تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
معتدل است و گويند گرم است . و گويند سرد و خشك است . تغريه و تجفيف « 1 » دارد و قوّت « 2 » معده و امعاء بدهد « 3 » و آواز صاف « 4 » سازد و دافع حدّت و كسر مضرّت ادويه نمايد و به لزوجت « 5 » قوّت ادويه را از تحليل نگاه دارد . شربتى دو مثقال است . مضر است به سفل « 6 » ، مصلحش كتيرا « 7 » است . بدلش صمغ بادام و حب الآس « 8 » .

طين مختوم « 9 »

طين بحيره و طين كاهنى و مغرهء « 10 » كاهنى و مغرهء ملينه « 11 » و خواتيم ملينه « 12 » و ختم الملك نيز خوانند « 13 » . و معدن اين گل ، جزيرهء ملئوس « 14 » است « 15 » . و آن جزيره‌اى است در يونان . گويند اين زمان آب گرفته است و در آنجا تلّى عالى است كه آن را بحيره گويند . و سه نوع گل دارد : يكى گل سرخ كه آن را مغرّه « 16 » مىگويند « 17 » .
هامش
( 1 ) . س : تحفيف . ( 2 ) . س : قوة . ( 3 ) . ن : دهد . ( 4 ) . م : و اوصاف ( ؟ ) . ( 5 ) . س : لزوجة . ( 6 ) . س : ثفل . ( 7 ) . ن : كثيرا . ( 8 ) . ن : حب رأس . ( 9 ) . داستان پيدايش طين مختوم و آنچه بزرگان پزشكى كهن پيرامون آن پژوهش كرده‌اند خود رسالهء مستقلى مىطلبد كه بسيار نيز جالب و جذاب است كه به بخشى از آن در اين اشاره شده و خوانندگان پژوهشگر به منابع كهن آن مىتوانند مراجعه نمايند . ( 10 ) . ن : مفر و ، م : مفره . ( 11 ) . ن : مليته ، م : معرهء ملية . در تذكرهء جامع ( ج 2 ، ص 114 ) به شكل لمنيه ضبط شده است . ( 12 ) . ن : مفر و ، م : مفره . ( 13 ) . ن : مليته ، م : معرهء ملية . در تذكرهء جامع ( ج 2 ، ص 114 ) به شكل لمنيه ضبط شده است . ( 14 ) . م : - جزيره ، به لئوس . در تاريخ حكماء القفطى ( ترجمهء فارسى ، ص 174 ) و داروهاى قلبى حكيم محمد باقر موسوى نسخهء آستان قدس رضوى كه نگارندهء اين سطور آن را تصحيح كرده است ، به گستردگى حكايت كاوشهاى جالينوس را پيرامون آن ياد كرده‌اند . ( 15 ) . ن : جزيره‌اى است كه مسمّى است به لمنوس . ضبط قفطى در تاريخ الحكماء ( ص 174 ) لمنوس و ضبط تذكرهء جامع ( ج 2 ، ص 143 ) لميون بوده كه در پانويس لميوس هم آمده است . ( 16 ) . س : معره . ( 17 ) . ن : گويند .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 269 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى