تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
دانه‌هاى « 1 » كوچك است كه چون بزرگ « 2 » شود فلفل گردد . لهذا گويند بهار فلفل است « 3 » . و مذهب بعضى آن است كه درخت دار فلفل ، غير درخت فلفل است . گرم است در سيوم « 4 » خشك است در دوم . گويند گرم و خشك است در دوم . يبوستش كمتر از فلفل است . و ماسويه بر آن است كه گرم و تر است « 5 » . به زهرهاى كشنده مفيد بود « 6 » . باه را قوّت دهد « 7 » . معده را از رطوبات لزج پاك سازد و قوّت دهد . و سدّه جگر و سپرز « 8 » بگشايد . و به صرع و فالج و عرق النساء نافع است « 9 » . دردسر « 10 » آورد . و مصلحش صمغ عربى است . شربتى از نيم درم تا يك درم است . بدلش نيم وزن فلفل است
[ 17 a ]
و گويند يك وزن زنجبيل و نيم وزن زرنباد .

دارچينى

اقسام بسيار دارد . مختار ، احمر طيب‌الرايحهء باريك قلم بود كه شيرين بود و زبان اندكى بگزد و كهنه نباشد . بعد از پانزده سال ضعيف شود . گرم و خشك است در سيوم . و گفته‌اند جاذب و مفتّح بود و « 11 » عفونت « 12 » و كيفيت « 13 » فاسد « 14 » اصلاح نمايد . ترياقيت « 15 » دارد . خوردن و طلا كردن به لدغ « 16 » عقرب و جانوران زهرناك ، نافع بود . و دفع ضرر افيون كند « 17 » . تقويّت « 18 » معده نمايد . و بهترين دوايى است از براى تجفيف « 19 » رطوبات فضلى « 20 »
هامش
( 1 ) . س و ن و م : دانهاى . ( 2 ) . ن : برزك . ( 3 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 2 ، ص 227 . ذيل فلفل آمده است . ( 4 ) . ن و م : سيم . ( 5 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 2 ، ص 228 . ( 6 ) . م : + و . ( 7 ) . م : + و . ( 8 ) . ن : - و سپرز . ( 9 ) . ن : + و . ( 10 ) . م : در سر . ( 11 ) . م : - و . ( 12 ) . س : عفونه ، م : عفونت . ( 13 ) . ن : كيفيات . ( 14 ) . ن و م : فاسده . ( 15 ) . س و ن و م : ترياقيه . ( 16 ) . س : لدع ، ن : لذع ، م : لدغ . ( 17 ) . م : + و . ( 18 ) . س : تقويه . ( 19 ) . س : تحفيف ، ن : تخفيف . ( 20 ) . س : فصلى .