صاحب جامع گويد : درختى است كه اجزاء آن در « 1 » يكديگر رفته است برگش به فاشرا « 2 » و گلش به خيرى « 3 » ماند و چوب سرخ رنگ خوشبوى دارد .
و قسمى ديگر غليظ است كه در مواضع نمناك رويد و بوى سداب كند .
و قسمى ديگر هست بسيار صلب . و بعضى از متأخّرين گويند دو نوع است « 4 » :
يكى مشهور است .
و نوع ديگر به پرسياوشان ماند ، چوب زرد « 5 » مايل به سرخى و برگ سبز خرد و گل كوچك دارد .
مختار « 6 » ، قسم اول است كه سرخ رنگ و تلخ و طيب الرايحه و « 7 » ارمنى باشد . و حماما غش « 8 » كنند به دوايى « 9 » در ارمنيه و آن را آموبيس « 10 » خوانند . فرق آن است كه رايحه و ثمر ندارد و گلش به « 11 » پودنهء « 12 » كوهى ماند . طريق احتراز آن است كه حماما خرد شده نخرند « 13 » بلكه آن را اختيار كنند كه شاخههاى آن به يك بيخ متصل باشد .
گرم و خشك است در سيوم « 14 » .
و « 15 » از مسكرات بود و « 16 » تنقيه
[ 14 b ]
و تقويت جگر نمايد . و سدّه بگشايد . به لسع عقرب طلا كردن نافع است « 17 » .
شربتى دو درم بود « 18 » .
اسحق گويد : مضر است به معده ، مصلحش تخم كرفس باشد « 19 » .
بدلش يك وضع اسارون است . و گويند يك وزن وج « 20 » و يك وزن عود قرنفل است و
هامش
( 1 ) . م : - در .
( 2 ) . ن : برگش تقاشدا ، م : برگش به فاشدا .
( 3 ) . ن : گلش بحيرى ، م : دكلش به چيزى .
( 4 ) . م : دوعست .
( 5 ) . م : ارد .
( 6 ) . ن : + آن است كه .
( 7 ) . ن و م : - و .
( 8 ) . س : عش .
( 9 ) . ن و م : دوابى .
( 10 ) . م : مومليس .
( 11 ) . م : نه .
( 12 ) . س : بودنه .
( 13 ) . م : بخرند .
( 14 ) . م : سيم .
( 15 ) . ن و م : - و .
( 16 ) . م : - و .
( 17 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، ص 287 .
( 18 ) . ن و م : است .
( 19 ) . در تذكرهء جامع ابن بيطار هنگام ياد كرد مدخل حماما ، اين نقل قول ياد نشده است .
( 20 ) . س : وح .