تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
شبيه به سگ و آن را به يونانى قاسطر خوانند « 1 » . در آب و بيرون « 2 » هر دو تواند بودن « 3 » . مختار آن است كه دو خصيه باشد به يكديگر چسبيده و پوستش به غايت تنك باشد و اين ازدواج ، علامت آن است كه خالص است . و « 4 » غش آن « 5 » به جاوشير و صمغ يا به اشق و صمغ كنند كه به خون سرشته باشند « 6 » و در مثانه خشك كرده . صاحب جامع گويد : آنچه مىگويند « 7 » سگ آبى در وقت گريختن از صياد ، حصيهء خود را برمىكند و مىافكند ، باطل است « 8 » . گرم است در آخر درجهء سيوم ، خشك است در دوم « 9 » . و شيخ گويد گرم و خشك است در سيوم « 10 » . تلطيف و تجفيف « 11 » تمام دارد و به لدغ « 12 » عقرب به غايت « 13 » نافع است . و در لسع « 14 » ساير هوام ، مفيد « 15 » . و ترياق خربق « 16 » و جميع زهرهاى بارد است خواه حيوانى و خواه نباتى « 17 » خصوصا افيون . محلّل نفخ « 18 » و مدرّ حيض و مفتّح سدّهء اعضاء باطنى و مسكّن قولنج است . شربتى ربع درم است تا نيم درم . و چون بسيار بخورند كشنده است . و جندبيدستر اغبر و « 19 » سياه رنگ ، يك درم مىكشد . بدلش شيخ فرمايد يك وزن وج « 20 » ، نيم وزن فلفل است « 21 » . و بعضى گويند مسك « 22 »
هامش
( 1 ) . س : سومانى قاسطر ، ن : و آن را به يونانى قاسطر ، م : آن را سويانى قاسطر حر اللّه . در تذكرهء جامع ابن بيطار ( ج 1 ، ص 234 ) فاسطر آمده و اشاره‌اى به ريشهء يونانى بودن آن واژه نشده است . ( 2 ) . م : + آب . ( 3 ) . ن و م : بود . ( 4 ) . ن و م : - و . ( 5 ) . م : غشران . ( 6 ) . ن : باشد . ( 7 ) . م : + كه . ( 8 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، ص 234 . ( 9 ) . ن : دويم . ( 10 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 106 . ( 11 ) . س : تخفيف ، م : تجفيف . ( 12 ) . ن : و بلغ . ( 13 ) . ن و م : - به غايت . ( 14 ) . م : لدغ . ( 15 ) . ن و م : + بود . ( 16 ) . م : خرنق . ( 17 ) . م : حيوانى و خوانى . ( 18 ) . س : نفح . ( 19 ) . ن و م : - و . ( 20 ) . ن : + و . ( 21 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 106 . در متن فارسى به جاى وج ، مفردهء گياهى سوسن زرد آمده كه معادل وج نيست . كه يا نسخهء عربى مرجع مترجم چنين بوده يا مترجم دچار لغزش شده است . ( 22 ) . ن و م : مشك .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 237 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى