زردى . و چشم روشن دارد .
و از آن طبقه بزاقه « 1 » است به يونانى اسقوس و اسقيش « 2 » خوانند « 3 » . دندانها بر هم فشارد و آب دهن اندازد « 4 » ، بر هركه آيد بميرد . طولش دو گز باشد و رنگش خاكسترى است مايل به زردى .
و از آن طبقه « 5 » مقرنه « 6 » است « 7 » . قدش يك گز باشد تا « 8 » دو گز . و « 9 » مانند دو شاخ بر سر دارد و بر شكم فلوس خشك . رنگش مشابه رملى « 10 » بود .
و از اين طبقه مارى است كه آن را آدزوس « 11 » گويند چون « 12 » در آب باشد . و سودروس خوانند چون در خاك باشد « 13 » . قد كوتاه و گردن پهن كوتاه دارد .
و از طبقهء دوم ، اقسام افعى است . و اقسام افعى دو قسم بود : اصلى و غير اصلى .
اصلى آن است كه سرش پهن باشد و گردنش به غايت باريك . و حوالى شكم غليظتر از ساير جسد . و رنگش اغبر منقط « 14 » يا اشقر . و اين قسم مختار است جهت تركيب ترياق .
و غير اصلى مثل معطشه و بلوطيه است .
و معطشه چنانچه « 15 » جالينوس حكايت مىكند افعيى است كه در ساحل بحر « 16 » و شورهزار مأوى « 17 » دارد . و آنچه از كلام قوم معلوم مىشود مارى است كه قدش يك وجب و سرش كوچك و گردنش غليظ باشد و دنبال برداشته « 18 » رود . و نقطههاى « 19 » سياه بر بدن دارد « 20 » . گويند در شام بسيار است . هركس را بگزد حرقت « 21 » و تشنگى « 22 » بسيار « 23 » عارض او
هامش
( 1 ) . س : براقه ، ن و م : بزاقه .
( 2 ) . ن و م : اسقيس .
( 3 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 59 . در آن از معادلهاى يونانى ياد نشده است .
( 4 ) . ن و م : + و .
( 5 ) . م : + لعه .
( 6 ) . م : مقترنه .
( 7 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 60 .
( 8 ) . م : يا .
( 9 ) . م : - و .
( 10 ) . ن و م : رمل .
( 11 ) . ن : آذروس ، م : ازدوس .
( 12 ) . س : خون ، م : چون .
( 13 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 60 و 61 . ضبط واژهها به شكل اودروس آمده و نيز كدو سودرس و اورديس و كروسودروس نيز از نسخهء عربى يادآورى شده است .
( 14 ) . ن و م : + بود .
( 15 ) . م : چنان .
( 16 ) . م : نحر .
( 17 ) . ن : مأوا .
( 18 ) . م : بر حاشيه .
( 19 ) . س و ن و م : نقطهاى .
( 20 ) . م : + و .
( 21 ) . س : حرقه .
( 22 ) . ن : بسكى .
( 23 ) . ن : عظيم ، م : - بسيار .