تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
زردى . و چشم روشن دارد . و از آن طبقه بزاقه « 1 » است به يونانى اسقوس و اسقيش « 2 » خوانند « 3 » . دندانها بر هم فشارد و آب دهن اندازد « 4 » ، بر هركه آيد بميرد . طولش دو گز باشد و رنگش خاكسترى است مايل به زردى . و از آن طبقه « 5 » مقرنه « 6 » است « 7 » . قدش يك گز باشد تا « 8 » دو گز . و « 9 » مانند دو شاخ بر سر دارد و بر شكم فلوس خشك . رنگش مشابه رملى « 10 » بود . و از اين طبقه مارى است كه آن را آدزوس « 11 » گويند چون « 12 » در آب باشد . و سودروس خوانند چون در خاك باشد « 13 » . قد كوتاه و گردن پهن كوتاه دارد . و از طبقهء دوم ، اقسام افعى است . و اقسام افعى دو قسم بود : اصلى و غير اصلى . اصلى آن است كه سرش پهن باشد و گردنش به غايت باريك . و حوالى شكم غليظتر از ساير جسد . و رنگش اغبر منقط « 14 » يا اشقر . و اين قسم مختار است جهت تركيب ترياق . و غير اصلى مثل معطشه و بلوطيه است . و معطشه چنانچه « 15 » جالينوس حكايت مىكند افعيى است كه در ساحل بحر « 16 » و شوره‌زار مأوى « 17 » دارد . و آنچه از كلام قوم معلوم مىشود مارى است كه قدش يك وجب و سرش كوچك و گردنش غليظ باشد و دنبال برداشته « 18 » رود . و نقطه‌هاى « 19 » سياه بر بدن دارد « 20 » . گويند در شام بسيار است . هركس را بگزد حرقت « 21 » و تشنگى « 22 » بسيار « 23 » عارض او
هامش
( 1 ) . س : براقه ، ن و م : بزاقه . ( 2 ) . ن و م : اسقيس . ( 3 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 59 . در آن از معادل‌هاى يونانى ياد نشده است . ( 4 ) . ن و م : + و . ( 5 ) . م : + لعه . ( 6 ) . م : مقترنه . ( 7 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 60 . ( 8 ) . م : يا . ( 9 ) . م : - و . ( 10 ) . ن و م : رمل . ( 11 ) . ن : آذروس ، م : ازدوس . ( 12 ) . س : خون ، م : چون . ( 13 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 60 و 61 . ضبط واژه‌ها به شكل اودروس آمده و نيز كدو سودرس و اورديس و كروسودروس نيز از نسخهء عربى يادآورى شده است . ( 14 ) . ن و م : + بود . ( 15 ) . م : چنان . ( 16 ) . م : نحر . ( 17 ) . ن : مأوا . ( 18 ) . م : بر حاشيه . ( 19 ) . س و ن و م : نقطهاى . ( 20 ) . م : + و . ( 21 ) . س : حرقه . ( 22 ) . ن : بسكى . ( 23 ) . ن : عظيم ، م : - بسيار .