جاوشير
صمغ درختى است كه برگش به برگ انجير ماند و گل زرد دارد . و بيخ بزرگ « 1 » و صمغش از بيخ ساق ظاهر مىشود .
مختار ، آن است كه ظاهرش سفيد و باطنش زعفرانى باشد و در آب زود حل شود آنچه سياه بود ، مغشوش « 2 » است به اشق و موم ، غش كنند .
و طريق امتحان ، آن است كه در آب بمالند و « 3 » اگر تمام حل شود و آب مثل شير نمايد ، خالص است و الّا مغشوش .
گرم و خشك است در سئوم « 4 » .
ملطّف و مجفف « 5 » بود . چون با زراوند « 6 » بخورند به لسع هوام مفيد است و به « 7 » اوجاع پهلو و سرفه و به قطر « 8 » بول نافع باشد « 9 » . و جذب مواد « 10 » از سپرز نمايد . و مدرّ طمث بود .
شربتى « 11 » ما بين نيم مثقال تا يك مثقال است .
بدلش سكبينج « 12 » است و گويند يك وزن شير « 13 » انجير و « 14 » گويند قنّه .
شيخ فرمايد كه « 15 » اشق به آن نزديك است « 16 » .
جوزماثل « 17 »
هامش
( 1 ) . ن : بزرك .
( 2 ) . س : معشوش .
( 3 ) . ن : - و .
( 4 ) . ن و م : سيوم . نويسندهء ترياق فاروق اين نظر را از جالينوس گرفته كه گرمى او را در درجهء سوم مىداند و ابن بيطار ( تذكرهء جامع ، ج 1 ، ص 212 ) نيز آن را نقل كرده است .
( 5 ) . س : مخفف ، م : مجفف .
( 6 ) . ن : رزاوند .
( 7 ) . م : - به .
( 8 ) . س : مخفف ، م : مجفف .
( 9 ) . ن : رزاوند .
( 10 ) . م : - به .
( 11 ) . س : شيرينى .
( 12 ) . م : سكنبين .
( 13 ) . م : شيره .
( 14 ) . ن : - و .
( 15 ) . م : - كه .
( 16 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 107 . متن ترجمهء فارسى كه شباهتى با نقل قول ياد شده ندارد چنين است : مىتوان بارزد را به جاى گاوشير به كار برد و به عقيدهء من بدران به آن نزديك است . و همچنين در ادويهء قلبيهء بو على در حرف جيم از مدخل جوزماثل ياد نشده است .
( 17 ) . م : جوز ماثم .