تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

جاوشير

صمغ درختى است كه برگش به برگ انجير ماند و گل زرد دارد . و بيخ بزرگ « 1 » و صمغش از بيخ ساق ظاهر مىشود . مختار ، آن است كه ظاهرش سفيد و باطنش زعفرانى باشد و در آب زود حل شود آنچه سياه بود ، مغشوش « 2 » است به اشق و موم ، غش كنند . و طريق امتحان ، آن است كه در آب بمالند و « 3 » اگر تمام حل شود و آب مثل شير نمايد ، خالص است و الّا مغشوش . گرم و خشك است در سئوم « 4 » . ملطّف و مجفف « 5 » بود . چون با زراوند « 6 » بخورند به لسع هوام مفيد است و به « 7 » اوجاع پهلو و سرفه و به قطر « 8 » بول نافع باشد « 9 » . و جذب مواد « 10 » از سپرز نمايد . و مدرّ طمث بود . شربتى « 11 » ما بين نيم مثقال تا يك مثقال است . بدلش سكبينج « 12 » است و گويند يك وزن شير « 13 » انجير و « 14 » گويند قنّه . شيخ فرمايد كه « 15 » اشق به آن نزديك است « 16 » .

جوزماثل « 17 »

هامش
( 1 ) . ن : بزرك . ( 2 ) . س : معشوش . ( 3 ) . ن : - و . ( 4 ) . ن و م : سيوم . نويسندهء ترياق فاروق اين نظر را از جالينوس گرفته كه گرمى او را در درجهء سوم مىداند و ابن بيطار ( تذكرهء جامع ، ج 1 ، ص 212 ) نيز آن را نقل كرده است . ( 5 ) . س : مخفف ، م : مجفف . ( 6 ) . ن : رزاوند . ( 7 ) . م : - به . ( 8 ) . س : مخفف ، م : مجفف . ( 9 ) . ن : رزاوند . ( 10 ) . م : - به . ( 11 ) . س : شيرينى . ( 12 ) . م : سكن‌بين . ( 13 ) . م : شيره . ( 14 ) . ن : - و . ( 15 ) . م : - كه . ( 16 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 107 . متن ترجمهء فارسى كه شباهتى با نقل قول ياد شده ندارد چنين است : مىتوان بارزد را به جاى گاوشير به كار برد و به عقيدهء من بدران به آن نزديك است . و همچنين در ادويهء قلبيهء بو على در حرف جيم از مدخل جوزماثل ياد نشده است . ( 17 ) . م : جوز ماثم .