جوز ماثم و جوز ماثا « 1 » نيز خوانند . « 2 » گل آن مشابه دهان بوق است ، از اين جهت اهل فارس او « 3 » را گل صرنا مىخوانند .
سرد است در درجهء چهارم .
يك قيراط « 4 » در شراب « 5 » ، مستى بسيار آورد . و يك دو مثقال در ساعت « 6 » مىكشد .
خدر « 7 » مىآورد و سبات .
شيخ فرمايد : دشمن دل است « 8 » و يك درم در روز بكشد « 9 » .
و از براى تسكين وجع و تخدير مجملا به جهت منافع بزر البنج « 10 » و افيون بعضى داخل ترياق نمودهاند و چون فايده معتد به ندارد و مضرّت كلى دارد و عدوى قلب است ؛ اكثر ترك نمودهاند « 11 » .
جندبيدستر
معرب گندبيدستر « 12 » است يعنى خصيهء بيدستر . و بيدستر « 13 » حيوان بحرى است « 14 »
هامش
( 1 ) . ن : جوز ماثل و جوز ماثم ، + جوز ماثار و جوز مهابل و جوز مقاتل و جوز رب باهم گويند و به هندى تتور و گويند داتوره ، به شيرازى گوركنا گويند . و آن دو نوع است : يك نوع به شكل جوز القى و يك نوع خارناك بود مانند چوب سوهان خشن بود و لون پوست وى سياه بود و زرد رنگ و سفيد رنگ بود و دانه وى از تخم بادنان بزرگتر و از تخم لفاح كوچكتر . پوست وى رقيق بود و سر وى مانند بادنان . و درخت وى مطلق به درخت بادنان ماند و گل سفيد مواز ( ؟ ) كشيده دارد ( اختيارات بديعى ، صص 102 - 103 ) . با مقايسهء متن اين نسخه ، مشخّص شد كاتب شخصا و افزون بر متن اصلى ، اين بخش را از اختيارات بديعى نقل كرده كه بعضى اختلافات با متن چاپى امروزى آن دارد از جمله : جوز مهامل به جاى جوز مهابل آورده ، داتوره ، در اختيارات نيامده ، گوركنا به شكل كوركنا آمده كه احتمالا به دليل كشنده بودن ضبط گوركنا دقيقتر بوده ، و اينكه از آنجا كه نوشته « و درخت وى مطلق . . . » به بعد در اختيارات نيامده است .
( 2 ) . ن : + و .
( 3 ) . ن و م : آن .
( 4 ) . ن : قراط .
( 5 ) . ن : شرآب .
( 6 ) . س و م : ساعة .
( 7 ) . م : ضرر .
( 8 ) . م : دشمنى و لسب .
( 9 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 115 .
( 10 ) . م : بذر البن .
( 11 ) . ن و م : و عدو قلب اكثر برگ كردهاند .
( 12 ) . ن و م : معرب گويند بيدستر ( ؟ ) .
( 13 ) . ن و م : بندستر .
( 14 ) . ن و م : حيوانى است بحرى .