به دقيق مخلوط سازند متكرّج شود . و « 1 » ايضا به واسطهء چربيى كه دارد چون خواهند كه ترتيب « 2 » قرص نمايند ، به آسانى توان ساخت . بعد از آن ، دقيق را به گوشت مخلوط سازند .
و « 3 » ابن ابى صادق گويد كه جالينوس در اوايل ، اين طريق به عمل مىآورد . و امّا در اواخر چنان اراده نمود كه نان خشك كوفته با گوشت مخلوط سازند بىمرق « 4 » ، جهت « 5 » آنكه جفاف قرص اين هنگام اسرع است و خوف تكرّج نيست .
و اصوب نزد فقير آن است كه صاحب ذخيره مىگويد كه چون گوشت را جدا كرده باشند به هاون سنگين بكوبند و چهار يك [ گوشت ] « 6 » ، نان سميد پاكيزه بريان كرده كه خميرهء او به قاعده كرده باشند كوفته « 7 » بيخته به آن بسرشند . و اگر در سرشتن ، به آب حاجت « 8 » شود از آن آب گوشت ، قطرهقطره بچكانند و بكوبند تا به يكديگر مزج « 9 » تمام بيابد .
و در مرتبهء اولى « 10 » كه آب داخل گوشت مىسازند ملاحظه نمايند كه آنقدر داخل كنند كه بعد از كمال « 11 » طبخ گوشت ، از مرق آنقدر باقى ماند كه جهت « 12 » امتزاج كافى باشد و تمام داخل گردد و قوّت « 13 » گوشت هيچ « 14 » ضايع نشود .
و اصحاب تدقيق در وزن دقيق ، اختلاف كردند :
اندروماخس « 15 » تعيين مقدار ننموده و جالينوس و ماغينوس « 16 » و ذيمقراطيس « 17 » مثل داخل كردهاند « 18 » و متأخّرين ربع و خمس گفتهاند .
شيخ الرئيس مىفرمايد كه قدر اخير مختار است و قوّت « 19 » گوشت افعى را بهتر
هامش
( 1 ) . م : - و .
( 2 ) . م : برتيت .
( 3 ) . ن و م : - و .
( 4 ) . ن : پى مرق .
( 5 ) . س : جهة .
( 6 ) . س : - گوشت ، افزوده از نسخهء ن و م .
( 7 ) . م : + و .
( 8 ) . س : حاجة ، ن و م : حاجت .
( 9 ) . ن : نذج .
( 10 ) . ن و م : اول .
( 11 ) . ن و م : + نضج و .
( 12 ) . س : جهة .
( 13 ) . س : قوة .
( 14 ) . ن و م : - هيچ .
( 15 ) . م : اندروماحسن .
( 16 ) . س و ن : ماعينوس .
( 17 ) . ن : ديموقراطس ، م : زيموقراطيس .
( 18 ) . ن و م : نكردهاند .
( 19 ) . س : قوة .