بايد « 1 » ، به جهت آنكه گمان برده كه عظيم در مواضع نمناك مىرويد كثير الرطوبة « 2 » و ضعيف القوة « 3 » است .
و صغير در مواضع خشك مىرويد ، كثير الحدة « 4 » است و جفاف تمام دارد . امّا چون در يك موضع برآمده باشد مختار ، كبار است چنانچه جالينوس اراده نموده . و وجه تعيين « 5 » وقت به حصاد گندم آن است كه اسقيل در اين وقت به كمال رسيده و هنگام سقوط ورق اوست « 6 » .
صاحب ذخيره گويد : بايد « 7 » كه ظاهرش به سرخى يا بنفشى « 8 » مايل بود « 9 » . و بعضى گويند به زردى مايل بود . پس سر و بن پياز را بيندازند و بريان كنند تا حدّت « 10 » پياز پارهاى كم شود .
و طريق بريان كردن اسقيل مختلف است :
بعضى گفتهاند كه در خاكستر گرم بريان كنند « 11 » .
و جالينوس گويد مقشّر سازند و در خمير گيرند به جهت آنكه در خاكستر و آتش تنها « 12 » رطوبتش برود و به غايت خشك گردد و بسوزد . و خمير فايدهاى ديگر دارد كه نافع « 13 » در سموم است .
و بعضى در گل گيرند و مستحسن نيست به جهت « 14 » آنكه گل ، رطوبات اسقيل « 15 » نشف مىنمايد « 16 » .
و بعضى از متأخّرين جمع نمودهاند و حاجت به آن نيست .
بعد از آن در تنورى نهند ، كه سرخ كرده باشند و آتش بيرون آورده تا « 17 » خمير بريان
هامش
( 1 ) . ن و م : باشد .
( 2 ) . ن و م : كثير الرطوبت .
( 3 ) . ن و م : ضعيف القوت .
( 4 ) . ن : كثير الحدنست ، م : كثير الحدت .
( 5 ) . ن : يقين .
( 6 ) . ن و م : است .
( 7 ) . ن : - بايد .
( 8 ) . م : بنفش .
( 9 ) . ذخيره خوارزمشاهى ، كتاب دهم ، گفتار دوم ، ص 691 .
( 10 ) . س : حدة .
( 11 ) . م : بريان بايد كرد .
( 12 ) . م : بها .
( 13 ) . ن و م : نفع .
( 14 ) . س : جهة .
( 15 ) . م : + را .
( 16 ) . ن و م : كند .
( 17 ) . ن و م : يا .