تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بايد « 1 » ، به جهت آنكه گمان برده كه عظيم در مواضع نمناك مىرويد كثير الرطوبة « 2 » و ضعيف القوة « 3 » است . و صغير در مواضع خشك مىرويد ، كثير الحدة « 4 » است و جفاف تمام دارد . امّا چون در يك موضع برآمده باشد مختار ، كبار است چنانچه جالينوس اراده نموده . و وجه تعيين « 5 » وقت به حصاد گندم آن است كه اسقيل در اين وقت به كمال رسيده و هنگام سقوط ورق اوست « 6 » . صاحب ذخيره گويد : بايد « 7 » كه ظاهرش به سرخى يا بنفشى « 8 » مايل بود « 9 » . و بعضى گويند به زردى مايل بود . پس سر و بن پياز را بيندازند و بريان كنند تا حدّت « 10 » پياز پاره‌اى كم شود . و طريق بريان كردن اسقيل مختلف است : بعضى گفته‌اند كه در خاكستر گرم بريان كنند « 11 » . و جالينوس گويد مقشّر سازند و در خمير گيرند به جهت آنكه در خاكستر و آتش تنها « 12 » رطوبتش برود و به غايت خشك گردد و بسوزد . و خمير فايده‌اى ديگر دارد كه نافع « 13 » در سموم است . و بعضى در گل گيرند و مستحسن نيست به جهت « 14 » آنكه گل ، رطوبات اسقيل « 15 » نشف مىنمايد « 16 » . و بعضى از متأخّرين جمع نموده‌اند و حاجت به آن نيست . بعد از آن در تنورى نهند ، كه سرخ كرده باشند و آتش بيرون آورده تا « 17 » خمير بريان
هامش
( 1 ) . ن و م : باشد . ( 2 ) . ن و م : كثير الرطوبت . ( 3 ) . ن و م : ضعيف القوت . ( 4 ) . ن : كثير الحدنست ، م : كثير الحدت . ( 5 ) . ن : يقين . ( 6 ) . ن و م : است . ( 7 ) . ن : - بايد . ( 8 ) . م : بنفش . ( 9 ) . ذخيره خوارزمشاهى ، كتاب دهم ، گفتار دوم ، ص 691 . ( 10 ) . س : حدة . ( 11 ) . م : بريان بايد كرد . ( 12 ) . م : بها . ( 13 ) . ن و م : نفع . ( 14 ) . س : جهة . ( 15 ) . م : + را . ( 16 ) . ن و م : كند . ( 17 ) . ن و م : يا .