تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و جالينوس گويد كه چون افعى در وقت تابستان صيد كنند ، مطلقا نمك نياندازند « 1 » و « 2 » پاره‌اى شبت در ديگ كنند « 3 » تا فضول بد كه در گوشت مانده ، تحليل يابد و لطافتش زيادت گردد . و جالينوس گويد كه « 4 » شبت تازه بايد ، تا لطيف‌تر و قوىتر باشد . و بعضى از متأخرين ، اندكى زيت « 5 » اضافه كرده‌اند . و فايده‌اى ديگر دارد كه آن نفع در سموم است . و بعضى تجويز نكرده‌اند به جهت آنكه دسومت « 6 » ، ممدّ عفونت و فساد است . على اىّ حال « 7 » ، به آتش اخگر « 8 » شده به تخصيص كه از فحم بلوط باشد بپزند تا دود نگيرد . و اگر فحم بلوط نباشد به « 9 » هيزمى كه دود نكند « 10 » بپزند « 11 » تا مهرّا شود و به مرتبه‌اى كه گوشت را به آسانى از استخوان ، جدا توان كرد « 12 » . بعد از آن از آتش فروگيرند و سر ديگر بپوشانند و بگذارند تا سرد شود . پس ، سوراخ بينى و دستها را به روغن بلسان چرب كنند و « 13 » بينى ببندند « 14 » و تمام گوشت را از استخوان به آسانى جدا توان كرد « 15 » . حنين بن اسحق گويد : « 16 » در ظرفى كه مرق « 17 » افعى داشته باشد بياندازند تا خشك نشود و هوا نشف رطوبتش نمايد « 18 » . و « 19 » چون تمام گوشت را جمع كند « 20 » از مرق « 21 » جدا سازند و در هاون پاك سنگين ، نرم بكوبند و اندك‌اندك مرق اضافه نمايند و صلايه نمايند « 22 » تا مثل مرهم شود و قوّتى كه از گوشت به آب مفارقت كرده به گوشت بازآيد . بعد از آن ، دقيق نان سميد « 23 » تنورى خشك شده ، عارى از فضول كامل النضج كه نمك
هامش
( 1 ) . س : بياندازند ، م : نياندازند . ( 2 ) . ن و م : بلكه . ( 3 ) . ن و م : اندازند . ( 4 ) . ن : - كه . ( 5 ) . ن : زيب . ( 6 ) . س : دسومة . ( 7 ) . ن : على اين حال . ( 8 ) . س : اجگر . ( 9 ) . ن : بر . ( 10 ) . م : بكند . ( 11 ) . م : نپزند . ( 12 ) . م : + و ، ن : + برسد . ( 13 ) . م : + به . ( 14 ) . م : به بندند . ( 15 ) . ن و م : جدا سازند . ( 16 ) . م : + كه . ( 17 ) . س : عرق ، ن و م : مرق . ( 18 ) . ن و م : ننمايد . ( 19 ) . م : - و . ( 20 ) . م : كنند . ( 21 ) . س : عرق ، ن و م : مرق . ( 22 ) . ن و م : كنند . ( 23 ) . ن و م : سفيد .