و چون قرص افعى ، به غايت « 1 » خشك شود و در « 2 » ظرف چينى يا آبگينه و امثال آن نگاه دارند و بعد از جفاف تمام ، مدتى بگذارند .
و ابن ابى صادق « 3 » گويد : دو هفته كافى است . و بعضى از متأخّرين گويند بعد از شش ماه به عمل آرند « 4 » . قوّتش تا « 5 » دو سال باقى است .
و جالينوس گويد كه اقراص را پيش از آنكه مدّتى بر آن بگذرد به عمل آرند . و بعد از يك سال و بعد از آن نيز استعمال توان كرد و هرگاه كه در اول ، جفاف تمام پيدا « 6 » كند تا سه سال و چهار سال بر كمال خود باقى مىماند « 7 » به شرطى كه در حفظ آن رعايت تمام « 8 » بنمايند . و غبار كه بر آن نشيند پاك كنند « 9 » جهت « 10 » آنكه غبار ، موجب تأكّل مىشود . و پيش از تأكّل اگرچه كهنه شده باشد فايدهاش باطل نمىشود بلكه ضعيف مىگردد و بعد از تأكل عملش باطل است .
فصل دوم در قواعد ترتيب قرص اسقيل
اسقيل ، پياز كوهى است . و مختار « 11 » بصل ، معتدل المقدار تازه است كه به « 12 » هنگام حصاد گندم بركنده باشند . جهت آنكه ، آنچه به غايت « 13 » بزرگ است رطوبت « 14 » بيشتر دارد و آنچه به غايت « 15 » خرد « 16 » است خشكى تمام دارد « 17 » و معتدل المقدار متوسط است .
و « 18 » ابن ابى صادق گويد كه اندروماخس « 19 » بر آن است كه پياز « 20 » معتدل العظم « 21 »
هامش
( 1 ) . س : غاية .
( 2 ) . س : از ، ن و م : در .
( 3 ) . م : ابن ابى اسحق .
( 4 ) . ن : آورند .
( 5 ) . م : يا .
( 6 ) . ن : - پيدا .
( 7 ) . ن : + بيشتر .
( 8 ) . ن و م : - تمام .
( 9 ) . ن و م : سازند .
( 10 ) . س : جهة .
( 11 ) . ن : + اسقيل .
( 12 ) . م : - به .
( 13 ) . س : غاية ، ن : + رسيده باشد و .
( 14 ) . س : رطوبة .
( 15 ) . س : غاية .
( 16 ) . م : حرر .
( 17 ) . ن : - دارد .
( 18 ) . ن : - و .
( 19 ) . م : اندروماحسن .
( 20 ) . ن و م : - پياز .
( 21 ) . ن : معتدل العظيم .