نگاه مىدارد « 1 » .
على اىّ تقدير ، چون دقيق با گوشت مخلوط سازند درهم بمالند و قرصهايى تنك مدوّر « 2 » بسازند به وزن يك مثقال ، جهت « 3 » آنكه چون سطبر بود دير خشك « 4 » مىشود و خوف فساد است . و مدوّر جهت « 5 » آن است كه اشكال ديگر جهت زوايا « 6 » و اختلاف قبول كسر در اجزاء ، قبول انكسار در آن بيشتر است . و اواسط قرص را تنكتر از اطراف سازند و اطراف به اعتدال سازند ، جهت « 7 » آنكه هوا از همه طرف به طرف مىرسد به خلاف وسط .
و در وقت ساختن ، دست را به روغن بلسان چرب كند تا به دست نچسبد « 8 » و بهتر « 9 » توان ساخت .
و فوايد ديگر دارد كه نفع در سموم است و منع تكرّج . و قرصها را نيز چرب سازند تا به جهت « 10 » لطافت ، نفوذ « 11 » كند و به ساير اجزاى قرص برسد . بعد از آن در ظرف پاك نهند يا در پشت غربال و در سايه خشك كند « 12 » در خانهاى كه بلند باشد و آفتاب بر ظاهر آن در جميع « 13 » اوقات روز « 14 » نتابد . و هر روز به يك جانب تغيير دهند « 15 » . تا اثر رطوبت باقى باشد بر نبايد داشت كه متعفن « 16 » شود و لايق تركيب ترياق نباشد . و از غبار و باران ، محافظت « 17 » نمايند و از آفتاب نگاه دارند كه حرارت آفتاب قوّت گوشت افعى كم مىسازد . و همچنين جميع اقراص در سايه خشك بايد كرد كه شعاع آفتاب ، قوّت « 18 » دوا « 19 » ناقص مىگرداند و اجزاى لطيفه « 20 » را تحليل مىدهد و عمل ادويه را ضعيف مىسازد .
[ 8 b ]
هامش
( 1 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 241 . ولى بو على نظريهاى جدا از نويسندهء ترياق فاروق دارد و نسخهء اندروماخس را از همه بهتر مىداند .
( 2 ) . م : به دور .
( 3 ) . س : جهة .
( 4 ) . م : سطبر ور جگر .
( 5 ) . س : جهة .
( 6 ) . ن : + و اصلاف .
( 7 ) . س : جهة .
( 8 ) . م : نچسبيد .
( 9 ) . ن و م : خوبتر .
( 10 ) . س : جهة .
( 11 ) . ن : نعوذ .
( 12 ) . م : كنند .
( 13 ) . م : جمع .
( 14 ) . ن : زود .
( 15 ) . ن : + و .
( 16 ) . م : متفق .
( 17 ) . س : محافظة .
( 18 ) . س : قوة .
( 19 ) . ن : + را .
( 20 ) . م : بطنيه .