ايشان كمتر است و رطوبت مضعف « 1 » حرارت « 2 » ، بر مزاج « 3 » بدن غالب ندارند « 4 » . و سبب اختيار قرب اشجار و نبات ، آن است كه به گياه و عقاقير « 5 » چرا كند و از گياه تازه غذا سازد « 6 » نه از خاك .
و جالينوس « 7 » منع كرده « 8 » صيد كردن افعى از ساحل بحر . و سبب آن است كه جالينوس حكايت مىكند كه از صيادى پرسيدم كه فرق ميان افاعى معطشه و غير معطشه چيست ؟ جواب داد كه هيچ فرق « 9 » نيست الّا آنكه افعى كه در شطوط بحار مأوا دارد معطشه است و گوشتش ملوحت « 10 » دارد . جالينوس بنابراين به اعتقاد حكم فرموده كه افعى را از كنار دريا صيد نكنند « 11 » تا ايمن باشند « 12 » از معطشه .
و از همين سبب است كه شيخ مىفرمايد كه افعى را صيد « 13 » نبايد كرد از شورهزار و شطوط بحار . و همچنين منع فرمودند كه افعى را از مواضع مشجّر صيد نكنند ، خلاف ظاهر قول اندروماخس « 14 » كه او امر نموده به صيد افعى از موضعى كه درخت و گياه « 15 » داشته باشد .
پوشيده نيست كه آنچه از احكام حكماى كرام ، ظاهر مىشود آن است كه افعى را از جايى گيرند كه منبت گياه « 16 » و عقاقير باشد نه اشجار عظيمه ، خصوصا درخت بلوط .
و اگر تربت ، ريگى « 17 » باشد بهتر بود « 18 » . و ساحل بحر و شورهزار و بوادى « 19 » عديم الاشجار نباشد تا ايمن باشد « 20 » از معطشه « 21 » ، چنان كه جالينوس به منع صيد از كنار دريا احتراز از آن نموده . و سالم باشند از بلوطيه كه در قرب اشجار « 22 » خصوصا بلوط مأوا دارد .
هامش
( 1 ) . م : رطوبت و ضعف .
( 2 ) . س : حرارة .
( 3 ) . ن : + و .
( 4 ) . ن : ندارد .
( 5 ) . م : عقاقيه .
( 6 ) . ن و م : سازند .
( 7 ) . م : جالينوس .
( 8 ) . م : فرموده .
( 9 ) . ن : فرقى .
( 10 ) . م : ملوحه .
( 11 ) . م : بكنند .
( 12 ) . م : باشد .
( 13 ) . م : - صيد .
( 14 ) . م : اندروماحسن .
( 15 ) . ن : + بسيار .
( 16 ) . م : منبت نبات .
( 17 ) . ن و م : رملى .
( 18 ) . م : خوبتر باشد .
( 19 ) . م : و پوادس . بوادى جمع باديه است .
( 20 ) . م : باشند .
( 21 ) . م : مقطشه .
( 22 ) . ن : شجار .