اليق « 1 » ايام باشد جهت « 2 » صيد هوام و چون « 3 » در اوايل بهار ابتداى انتعاش « 4 » افعى است .
اطبّا گفتهاند كه در مرتبهء اول كه
[ 6 b ]
افعى از مسكن خود بيرون آيد « 5 » صيد نكند « 6 » .
بلكه « 7 » گذارند كه به عقاقير « 8 » و گياه تازه چرا كند و قوّت « 9 » گيرد و فضول « 10 » محتبسهء شتوى « 11 » ، تحليل پذيرد . بعد از آن صيد نمايد « 12 » .
لهذا شيخ الرئيس « 13 » مىفرمايد : و « 14 » افعى را در اواخر ربيع صيد كند و اگر ربيع ، شتوى باشد يعنى به « 15 » برودت مايل « 16 » باشد « 17 » ، به اوايل تابستان گذارند « 18 » .
و حنين بن اسحق مىگويد « 19 » : صيد افعى ، وقتى بايد كه از بهار مدتى گذشته باشد نزديك به وسط .
و اصوب نزد فقير آن است كه اگر ربيع بر مزاج خود گذرد در وسط بهار ، صيد كنند .
و اگر شتوى « 20 » باشد به آخر « 21 » مهلت « 22 » دهند . و اگر جنوبى يا « 23 » صيفى باشد ، قريب به اوايل ، صيد نمايند . و حكماء و اطباء در موضع صيد اختلاف كردهاند « 24 » .
اندروماخس « 25 » گويد كه صيد افعى از ساحل بحر بايد از مواضع پرگياه كه درخت بسيار داشته باشد ، و مكروه داشته « 26 » صيد افعى از محال خشك « 27 » عديم اشجار . و سبب آن است كه حيّات در ساحل بحر ، مأوا دارند به واسطهء نشف « 28 » و تجفيف ، زبل فضول
هامش
( 1 ) . م : ليق .
( 2 ) . س : جهة .
( 3 ) . س : بدن ، ن و م : چون .
( 4 ) . ن و م : انتقاش .
( 5 ) . ن : مىآيد .
( 6 ) . م : بكنند ، ن : نكنند .
( 7 ) . س : بلك .
( 8 ) . م : به عاقيره .
( 9 ) . س : قوة .
( 10 ) . م : كه در فصول .
( 11 ) . ن : شتويه ، م : شنويه .
( 12 ) . م : نمايند .
( 13 ) . ن و م : + عليه الرحمة و الغفران .
( 14 ) . ن و م : كه .
( 15 ) . م : - به .
( 16 ) . م : مائل .
( 17 ) . ن : بود .
( 18 ) . در قانون در طب ، ذيل ترياق فاروق اين نكته يادآورى نشده و در بخش ششم قانون هنگام يادكرد گزندگان ( صص 65 - 62 ) ياد شده است .
( 19 ) . م : گويد .
( 20 ) . م : شنوى .
( 21 ) . ن : + بهار .
( 22 ) . م : مهلست .
( 23 ) . م : ما .
( 24 ) . ن : در حاشيه نسخه چنين آمده است : در تعيين موضع صيد افعى .
( 25 ) . م : اندروماحسن .
( 26 ) . م : داشتهاند .
( 27 ) . ن : خسك .
( 28 ) . ن : + و رطوبت .