تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

فصل اوّل در صفت قرص افعى

عمدهء ترياق است و به تغيير آن ترياق به غايت « 1 » ضعيف مىشود و اندروماخس « 2 » را در باب گوشت افعى « 3 » سه تجربهء بىاختيار واقع شده است « 4 » كه به آن جهت « 5 » گوشت افعى را در ترياق اضافه كرده « 6 » . اوّل آنكه او را برادرى مسّاح بوده و در يكى از
[ 5 b ]
مزارع در پاى درختى استراحت نموده « 7 » خواب بر او « 8 » غالب شد ، افعى دست او را بگزيد . چون بيدار شد ، غشى « 9 » و اضطراب « 10 » بسيار « 11 » عارض او گشت چنانچه رضا به مردن داد . و در آن حال تشنگى « 12 » بر او غالب شد . و در حوالى آن درخت ، گويى « 13 » بود كه آب در آنجا جمع مىشد ، متوجّه آنجا شد و از آن آب بخورد . در حال ، درد « 14 » و غشى « 15 » و اضطراب از وى زايل شد . از آن حال متعجّب بماند . چوبى برداشت و آن آب را بر هم زد ، ديد كه افعى بسيار در آن گو « 16 » افتاد بود و مهرّا شده . دوّم « 17 » آن است كه غلامى بود از ملك آن عصر « 18 » . و اين « 19 » غلام پيش آن ملك بسيار عزيز و محترم بود . و بعضى از وزراء و اركان دولت ، رشك بر آن غلام بردند و انديشهء كشتن او نمودند . آن غلام را در باغى ضيافت نموده دو مثقال افيون به خورد او دادند . بعد از ساعتى بيهوش گشت و حركت نبض و نفس مخفى شد « 20 » . در خانه را ببستند « 21 » و خبر به ملك بردند كه « 22 » فلان غلام به « 23 » فجاء « 24 » فوت شد . چون بازگشتند ديدند كه افعى در آن
هامش
( 1 ) . س : غاية . ( 2 ) . م : اندروماحسن . ( 3 ) . ن : افعى . ( 4 ) . م : - است . ( 5 ) . س : جهة . ( 6 ) . ن و م : كرده‌اند . ( 7 ) . ن و م : نمود . ( 8 ) . ن : وى . ( 9 ) . م : غش . ( 10 ) . م : اضطرابى . ( 11 ) . ن و م : - بسيار . ( 12 ) . م : بسكى . ( 13 ) . م : نهرى . و در برهان قاطع ( ج 3 ، ص 1846 ) آمده است كه گو ، زمين پست و مغاك را گويند . ( 14 ) . ن و م : - درد . ( 15 ) . ن : غش . ( 16 ) . م : - گو . ( 17 ) . ن و م : دويم . ( 18 ) . ن و م : عهد . ( 19 ) . م : آن . ( 20 ) . ن و م : گشت . ( 21 ) . م : بربستند . ( 22 ) . م : + به . ( 23 ) . ن : - به . ( 24 ) . ن و م : + رسيد و .